رسالهء شريفهء لزوم حجاب
( تأليف در جمادى الثانيه 1332 / 1293 ش ) اثر خامهء چند نفر از مسلمين مشروطهخواه « 1 »
ديدگاه مؤلفان رسالهء حاضر
يك ويژگى مهم رسالهء حاضر آن است كه نام مؤلف ندارد و به احتمال ، توسط دو نفر يا بيشتر نوشته شده است . مهمتر آنكه ، به جاى نامبردن از نام مؤلفان ، تعبير « چند نفر از مسلمين مشروطهخواه » روى صفحهء نخست كتاب ياد شده است . بنابراين تا اينجا مىدانيم كه تنى چند نفر از كسانى كه مشروطهخواه بودهاند ، نسبت به مسألهء كشف حجاب احساس خطر كرده و مصمم شدهاند تا با نگارش اين رساله در برابر آن بايستند .
مشروطهخواهان در يك تقسيمبندى به دو گروه معتدل و تندرو تقسيم مىشدند . اين بسته به آن بود كه اصولا چه چيز را مشروطه بدانند و تحقق مشروطهگرى را به رسيدن به كدام هدف ارزيابى كنند . مشروطه مىتوانست نظامى باشد كه در پرتو آن ظلم و ستم و بىعدالتى از ميان برود و مردم مسلمان به حقوق حقهء خود برسند . كمال اينكه در نگاهى ديگر ، مشروطه مىتوانست نوعى نظام غربى باشد كه در پرتو انديشههاى انسانگرايانه و مدرنيسم ، تعريف جديدى از حقوق انسانى بهدست داده ، بكوشد تا آزادى انسان را از هر قيد و بندى ، حتى قيد و بند دين ، محقق سازد . در اين تعريف ، تجدّد يكى از مظاهر مهم مشروطهگرى است و مثال و ايدهآل آن نيز جامعهء غربى است .
مشروطهخواهان نوع اول كه در سلك آنان شمارى از علماى برجستهء نجف و اصفهان و برخى از علماى ساير شهرها و از جمله مشهد بودند ، مشروطه را وسيلهاى براى تحقق عدالت و احكام اسلامى و شرعى مىدانستند . طبعا در اينكه اينان در اين تعريف خود محق بودند يا نبودند ، نمىتوان در اينجا به بحث نشست ؛ آنچه مهم است اينكه ، اينان تلاش مىكردند تا در همهء ابعاد حيات انقلابى خود وطنى بينديشند و حتى در برابر تجدّد هم بايستند .
هامش
( 1 ) . مشار ذيل عنوان « لزوم حجاب » آن را اثر « بدايع نگار فضل الله بن ملا مراد سودخرى خراسانى ملاباشى ، چاپ مشهد ، 1332 ق سنگى » دانسته كه به احتمال مىتواند همين رساله باشد .