رسالهء حاضر مصداقى از اين نوع انديشيدن است ؛ انديشهاى از مشروطهخواهى كه با تجدد ميانهاى ندارد و نه تنها تسلط اقتصادى و سياسى غرب را نمىپذيرد ، حاضر به پذيرش هيچ نوع مرعوبيت ديگر هم در برابر آن نيست .
رساله با اين مقدمه آغاز مىشود كه « در فلسفهء تاريخى ترقّى و تنزّل اقوام و ملل ، مبرهن و مدلّل است كه هر قوم مغلوبى به عادات و اخلاق غالبين متخلّق مىشود . » پس از آن ، مورد تطبيقى حالى آن اين است كه غرب غالب و شرق مغلوب است و همين دليل گرايش شرقيان به پذيرش آداب و رسوم غربى است ؛ « و از آنجايى كه دست تطاول مغربيان بر مشرقيان امروزى دراز گرديده و همهمهء مغلوبيّت و زمزمهء مرعوبيّت بر مستغربين ( يعنى متخلّقين به اخلاق مغربيان ) پيچيده ، به واسطهء ضعف نفس و عدم اطلاع به فلسفهء ديانات ، بدبختانه به ترويج اخلاق نكوهيده آنان مىكوشند . و از آن جمله امر حجاب است » . بنابر اين ، مسألهء كشف حجاب در سال 1332 ق / 1293 ش كه اين رساله تأليف شده ، يكى از مظاهر تجدد به حساب مىآمده است .
مؤلفان چهار موضوع را با دقت از يكديگر تفكيك كردهاند ، چيزى كه در ساير رسالههاى حجابيه به مقدار زيادى با هم آميخته شده است . نخست اصل حجاب ، دوم بحث زيورنمايى و تبرج ، سوم مخالطه و رفتوشد و آميزش مردان و زنان ، و چهارم بحث تعليم و تربيت زنان . در بخش حجاب ، آيات قرآنى و احاديث نبوى مورد بحث قرار گرفته است . در بخش تبرّج ، اشارتى به رواياتى كه حكايت تبرجگرايى زنان آخر الزمان را مطرح كرده ، صورت گرفته است . در بحث اختلاط و آميزش نيز مؤلفان طرفدار عدم مخالطه بوده و زنان را به ماندن در خانه توصيه مىكنند . در همين جاست كه اشارتى هم به جرايدى مىشود كه سخن از كشف حجاب گفته و حتى از سجاح - زنى كه پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله ادعاى نبوّت كرد ، ستايش مىكنند . به نظر مؤلفان ، روايات فراوانى « بر امر به خانهنشينى و قيد حجاب و نهى از تبرّج در جزيى و كلّى حركات و سكنات زن اخبار بهخصوص رسيده كه با رعايت تقيّد به ديانت اسلامى ، امكان ندارد كه زن مسلمان ، آميزش اروپايى را اختيار كند ؛ يا با مرد مسلمان هم بتواند آميزش نمايد » . پس از آن بهطور كوتاه به مسألهء تعليم و تربيت نسوان و اهميت آن و عدم معارضت آن با حجاب پرداخته شده است .
بهنظر مىرسد تا ابتداى بحث فلسفهء حجاب و منع تبرج جاهليت از يك مؤلف و بحث فلسفهء حجاب از مؤلف ديگرى باشد . ذهنيّت اين مؤلف ، ارائهء بحث قرآنى و حديثى نيست بلكه نوعى ذهنيت تحليلى است كه ضمن آن كوشيده است با استفاده از موادى كه در فلسفهء اخلاق و فلسفهء اجتماع اسلامى هست ، به بحث دربارهء حجاب بپردازد . بهنظر وى ، نوعى افراط و تفريط در بحث حجاب مطرح شده : نگرشى كه « حجاب را به اندازهاى شدّت
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 108
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص١٠٨