اسلام بىاطلاع بوده ، عقل سليمش دلالتش مىنمايد و احساس قباحت و شناعت اين عمل را مىنمايند .
و ديگرى از اطباء ايضا حكايت كرد كه يكى از معابد را در يكى از بلاد فرنگستان به جهت تجديد عمارت منهدم كردند . بعد از آن كاوش شالوده استخوان سر اطفال كوچك زيادى در زير آن ديوارها بيرون مىآمد كه معلوم مىشد كه زنهاى تارك دنيا با مردان تارك دنيا در همان معبد به واسطهء خلطه و آميزش ، يكديگر را ديده ، تناسل كرده ، بعد از توالد از خوف افتضاح آنها را زير خاك كردهاند . . . . . . « 1 » شايد بهمرور دهور خودشان هم ملتفت شده ، سدّ اين باب را نموده ، امر به تستّر و جلباب نمايند ؛ همچنانكه تا يك اندازه فعلا بعض عقلاى آنها ملتفت شده تأبى دارند از آنكه زنهاى خود را زيور كرده ، جلو خود انداخته ، در ميان مردان اجنبى داخل كرده كه با آنها مصافحه و معانقه و مكالمه نمايند ، بلكه راضى نمىشوند كه نظر بر مردى بيندازند .
كفايت است همين مقدار ؛ چنانچه بعد از اين بيانات از آيات و اخبار و عقل كسى تقويت جنبهء كشف حجاب نمايد ، قطعا يا معتقد به دين اسلام نيست يا مطلقا غيرت ندارد يا پست از بهايم است . و حسبنا الله و نعم الوكيل .
اللهم تقبّل منّى و اجعله ذخيرة معادى و نعم الوكيل و الحمد للّه اوّلا و آخرا و صلى الله على محمّد و آله الطاهرين .
قد تمّت بيد مؤلفها الاحقر الافقر عبد الله ابن المبرور ابو القاسم ابن المبرور عبد الله بن المبرور على بن المبرور محمد ابن المبرور عبد الله الموسوى البلادى البوشهرى الشهير ببهبهانى عفى عنه و عن والديه ان شاء الله فى يوم الجمعة الثانى و العشرين من شهر شوّال المكرم احد شهور سنة 1330 ثلاثمائة و ثلاثين بعد الف من الهجرة النبوية على مهاجرها و إله آلاف التحية .
* . * . *
هامش
( 1 ) . به مقدار دو سطر سفيد .