ساير ادلّه كه به حسب ظاهر ايهام تجويز نظر مىنمايد ؛ اگرچه نماند چيزى از آنها مگر آنكه از آن جواب داده شد به حمد الله . و به عبارت اوضح چون اخبار و احاديث يفسّر بعضها بعضا ، بعد از نظركردن در تمام ادلّهء مسأله از مطلقات و مقيّدات مانعه و مجوّزات مطلقه و مقيّده ، معلوم مىشود كه منع عام است مگر در مورد اضطرار يا محذور يا عسر و حرج يا تعارض به أهمّ ؛ و با فقدان مخصصات منع بر سبيل عموم و اطلاق باقى و برقرار است و با قوّت ادلهء مانعه از كتاب و سنت و عقل ، و سستى و ضعف و حمل و اصلاح ادلهء مجوزه جاى شك و ريبى براى هيچكس نمىماند كه شارع مقدس نخواسته است كه اين امر شنيع درميان مسلمانان به عمل آيد ، و مطلوب او تستّر و مبغوض او كشف حجاب است و الحق و الانصاف كه اگر نصارا داراى چنين منقضتى نباشند سواى همين كشف حجاب از نسوان خودشان ، بس است از براى آنها كه . . . « 1 » زيراكه چهار چيز است كه اسباب تلذّذ مردان با زنان و زنان با مردان مىشود از روى ترتيب ؛ و هركدام سبب است از براى ديگر . اوّل نظر ؛ دوم تكلّم ؛ سوم ملامسه ؛ چهارم مناكحه و وقوع در زنا ؛ و با رفع موانع ، هركدام علّت است از براى ديگرى . و سدّ طريق نظر ، موجب سدّ طريق آن سه تاى بعد از اوست .
بهعلاوه كشف حجاب از زنها مستلزم اختلاط آنهاست با مردان اجنبى ؛ و اختلاط آنها با مردان اجنبى مستلزم وقوع زنا است فيما بين آنها ؛ و وقوع زنا مستلزم اختلال امر انساب است ؛ و آن مستلزم مفاسد فوقالعاده است از تغيير و تبديل امر مواريث و بطلان انكحه و تضييح حقوق قوميّت و بشريّت و رحميّت و حميّت دربارهء يكديگر و تقويت جنبهء بهيميّت ؛ و هكذا ساير مفاسد متفرعهء بر آن از عدم استيلاى زوج بر زوجهء خود و زوال غيرت كه در حقيقت رشتهء انتظام نوع مبتنى بر آن است كه بر هيچ عاقل فطن لبيب غيور مخفى نخواهد ماند و عقل سليم امتناع از آن دارد .
يكى از معاريف رجال جبل عامل در اثناى مسافرتش به عراق در بوشهر به ملاقات احقر آمد ؛ از هر مقوله صحبتها فيما بين جارى گرديد . در طى صحبت از جاپان [ ژاپن ] و سرعت ترقّياتش اين قصه را بيان نمود ، آنكه ، يكى از رجال جاپان ، دو دختر داشت با خودش در يكى از ممالك اروپا مانده بود . وقتى جمعى به او اصرار كردند كه دخترهاى خود را بفرست در مدرسه آنكه تعلّم رقص نمايند ، كه اگر علم رقص نداشته باشند در وقتى كه در مجلس بال ، يعنى رقص واقع شوند ، نقص بر آنها خواهند گرفت ، جواب داد كه ، نفس من ابا دارد از اين عمل شنيع و نخواهم گذاشت كه در مجلس بال حاضر شوند ؛ و اگر اين معنا نقص من و آنهاست ، من اين نقص را بر خود مىپسندم ، با آنكه از قوانين شرع
هامش
( 1 ) . در اصل به اندازهء يك سطر سفيد .