جنسى و اخلاقى در آن دوره ، آنها را از مظاهر بىحجابى مركّب مىداند . وى با استناد به آنچه در انجيل دربارهء زناى چشم آمده ، از فاصلهگرفتن اخلاق اروپائيان از اين مسأله ياد كرده ، آن را معلوم « فرط انهماك در حيوانيّت و زندگانى شهوانى » آنان دانسته و اينكه شرايط به گونهاى شده است كه « در خاطر احدى از عالى و دانى مضرّ بودن اين مطلب نمىخلد » « خاصّه با اين تسلّطى كه زنان بر عقول مردان يافتهاند ، خيلى دشوار مىآيد كه مضرّات بىحجابى مركّب را كه مركّب از مفاسد لا يتناهى است ، درك نمايند . »
مؤلف از تقليد آسيايىها و افريقايىها بهويژه مسلمانان از غربىها ياد كرده ، آن را بسيار خطرزا مىداند و معتقد است كه « بسيارى از ملل و قرون سابقه ، به سبب ميل مفرط به زنان هلاك شدهاند ، بلكه فلسفهء تنزّل و انحطاط تماما ميل مفرط به زنان است » . وى خطر مهم را از بين رفتن سنت ازدواج دانسته و آن را نتيجه بىحجابى عنوان كرده است . اين مشكلى است كه « فرانسه را مبتلا به تناقض و نكس مدهش نموده كه نمىدانند مآلش چه خواهد بود » . اشارهء وى به كاهش جمعيت است كه خود معلول كاهش ازدواج و توجه مردان به تشكيل خانواده مىباشد .
مؤلف در بخش اخير نوشتهء خود نشان مىدهد كه كمابيش به برخى از دشوارىهاى اجتماعى جامعهء غربى آگاه بوده است . از آنجمله ، رواج بچههاى بىپدر و مادر كه خود هزينههاى فراوانى را روى دست دولتهاى اروپايى گذاشته است . به نظر وى ممكن است اين مسأله براى ممالك غربى كه ثروتمندند مشكلى ايجاد نكند ، اما واى به روزى كه اين مشكل براى كشورهاى آسيايى پيش آيد كه خود مشكل فقر و فاقه را بهطور جدى دارند .
در آن صورت ، مىتوان حدسزد كه سرنوشت اين بچهها چه خواهد شد . به نظر وى ، راه حلّ اساسى ، پذيرش همان نظام سنّتى ازدواج و خانواده و تناسل و تناكح مشروع است كه اسلام پيشنهاد كرده است .
گفتنى است كه رسالهء حاضر ، يكى از رسالههاى بالنسبه جدّى است كه در باب حجاب نگاشته شده است . بعدها ، نويسندهء كتاب طومار عفت « 1 » از اين كتاب بهرهبرده و برخى از مباحث آن را ، از جمله بحث بىحجابى بسيط و مركب را - بدون آنكه از نام كتاب ياد كند - عينا در كتاب خويش درج كرده است .
هامش
( 1 ) . وسيلة العفائف يا طومار عفت ، صص 130 - 133