تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
من ليس لها ساتر تستر وجهها عنك و عن جلساءك ؛ « 1 » به خوبى اهميّت مسألهء تستّر و حجاب مستفاد مىشود كه با صغر سن و حالت اسيرى و اضطرار ، چون از يكى از تكاليف شرعيه خود بازمانده ، از آن جهت گريه مىكند و مىفرمايد : چگونه گريه نكند زنى كه ساترى نداشته باشد كه روى خود را از تو و همنشينان تو بپوشاند . و هكذا از شكايتى كه اين مخدّره به نعش مقدّس پدر خود مىنمايد : انظروا الى رؤوسنا المكشوفة ؛ اللهم العن اوّل ظالم ظلم حقّ محمّد و آل محمّد و آخر تابع له على ذلك . « 2 » و بالجمله از آيات و احاديث و كلمات ديگر كه گذشت ، مىتوان دعوى تواتر معنوى نمود به اين‌كه تستّر و حجاب از واجبات شرع اسلام است و سيرهء ممتدّهء قطعيه كه كاشف از رأى معصوم عليه السلام است هم موجود و با وجود آن همه دليل از كتاب و سنّت جاى شك نمىماند كه تمسّك به استصحاب يا برائت نمايند بلكه بعد از ثبوت حرمت از روى ادلهء كتاب و سنت در مورد مشكوك استصحاب ، برائت مؤيّد مختار است . بلى بعضى روايات وارد است كه موهم خلاف است . بعضى از آنها به واسطهء ضعف سند معمول به نيست و بعضى دلالة ضعيف و بعضى امكان تصرّف در دلالت و طريق جمع دارد ، و شاهد جمع هم موجود است . و بعضى ديگر در مورد اضطرار است كه الضّرورات تبيح المحذورات و يا در صورت عدم تلذّذ و ريبه در نظرهء اولى و امثال آن از امورى كه موجب ترك عمل به آن‌هاست يا طرح يا جمع مهما امكن در وقتى كه مخالف كتاب نباشد و الّا به ديوار بايد زد آنها را و مأمور به اخذ موافق كتاب مىباشيم ، به همان ترتيبى كه از اخبار علاجيه مستفاد مىشود كه در هنگام تعارض اخبار معمول‌اند . و از جمله اخبارى كه موهم خلاف است ، روايت حميرى از سعد بن زياد ، گفت : شنيدم جعفر مىگفت و سؤال كرده شد از آن چيزى از زينت زن كه جايز است ظاهر باشد گفت : « صورت و كفّين » « 3 » كه بعد از اغماض از سندش و دلالتش ، ممكن است كه سائل از مردان محتاطى باشد كه با زنان باديه بيع و شراء داشته و غالبا آن‌ها با روى گشاده با مردان مخالطه مىنمايند و از منع هم ممتنع نمىشوند و اين مرد تكليف خود را ندانسته باشد ؛ به اين جهت سؤال كرده باشد ؛ جواب به او چنين داده باشد كه چون قصد تو تلذّذ و ريبه نيست و آن‌ها هم امتناع دارند از تستّر و اسباب عسر و حرج است بر تو ، لذا اگر چشمت در اين حال بر صورت و كفين او بيفتد ، معاقب نيستى .
هامش
( 1 ) . انوار النعمانيه ، ج 3 ، ص 254 ( 2 ) . در ادامهء اين بحث ، مؤلف بحثى دربارهء بردگى در اسلام دارد ( صص 35 - 44 ) كه به دليل آن‌كه به مبحث حجاب ربطى نداشت حذف كرديم . ادامهء بحث دربارهء روايات مربوط به حجاب است . ( 3 ) . وسائل ، ج 20 ، ص 203