تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
فرموده : قتل أبى ، نساؤنا ما أشبعن بطونهنّ و ما كسون رؤوسهنّ كه برهنگى سر و صورت را از ظلم‌هاى بزرگ واردهء بر آن‌ها شمرده شده است . و از آن لزوم تستّر و حجاب مستفاد مىشود . و از فقرات خطبهء عصمت صغرى زينب كبرى كه مربّات به تربيت و تعليم حضرت امير المؤمنين عليه السلام بوده ، ابن عباس تعبير از او به عقيله مىنمايد ، در وقتىكه روايتى از او نقل مىكرد ، مىگفت : حدّثتنا عقيلتنا از كلمات همچه عالمهء عاملهء معصومهء مظلومه‌اى است كه مىفرمايد در مجلس يزيد بن معاويه : أمن العدل يابن الطلقاء تحذيرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبايا ، قد هتكت ستورهنّ و أبديت وجوهنّ ، تحدوا بهنّ الأعداء من بلد من بلد ؛ « 1 » يعنى اى يزيد ! آيا اين عدالت است اى پسر آزادشدگان - كنايه به فتح مكه و انعام حضرت رسالت پناه ( ص ) در حق ابى سفيان كه از آن روز آن‌ها معروف به طلقا شده بودند و اولاد آنها را ابناء طلقا مىگفتند - آيا اين از عدالت است ، نه بلكه از فسق و كفر و زندقه است ، كه زن‌هاى حرّه و كنيزان مملوك خود را در عقب پرده بنشانى و نگذارى چشم نامحرم به آن‌ها بيفتد ، ولى دختران پيغمبر ( ص ) را كه نواميس خدا هستند پيش روى تو مانند اسراى كفار اسير و دستگير باشند ، در حالتىكه به تحقيق هتك ستر آن‌ها كرده ، يعنى آن‌ها را كه مستحق پرده‌نشينى و پنهانى از انظار نامحرمانند از پرده بيرون آورده‌باشى و ظاهر كرده‌باشى صورت‌هاى آن‌ها را به جهت آن‌كه نامحرمان نظر در صورت آن‌ها بيندازند و به‌علاوه آن‌ها را به دشمنان ايشان سپردى تا به اين حال مكشّفات الوجوه آنها را از شهرى به شهرى ديگر بگردانند ؛ يعنى راضىبودن و امرنمودن تو بگشودن روى آن‌ها در ميان نامحرمان از فسق است نه از عدالت ؛ زيراكه راضى به فعل حرام شده و امر به آن نموده . و اين كلمه به خوبى مىفهماند كه ابداى وجه نساء مسلمات بر رجال از محرّمات است كه موجب فسق است و اگر گشودن صورت از مباحات بود از مثل زينب اين تعبير بعيد بود با آن مرتبهء بلندى كه در علم شرع اسلامى دام مجده السامى داشت . پس جاى شك نيست كه از محرّمات است . و ديگر در مقام مظلوميّت آن مخدّره نقل شده كه بعد از ادخالش در مجلس آن طاغى ياغى و حضور نامحرمان : و هى تتخفّى بين النساء و تستر وجهها بكمّها لأنّ قناعها أخذ منها كه با آن‌كه مقنعه‌اش را برده بودند ، نظر به اهميت مسألهء تستّر و حجاب در آن حال غفلت نكرده ، با سر آستين ، صورت خود را از نامحرمان مستور مىداشت . و ديگر از جواب سكينهء مظلومهء معصومه به آن طاغى كه سؤال از وجه گريه او مىنمايد كه مىفرمايد : كيف لا تبكى
هامش
( 1 ) . بحار ، ج 45 ، ص 133