زن . و همچنين از خبر مناهى مستفاد مىشود كه نهى فرمود پيغمبر صلى الله عليه و آله از اينكه تكلّم كند زن در نزد غير از شوهرش يا غير از كسانى كه محرم باشند با آنها بيشتر از پنج كلمه . « 1 » و كذا در صورت تلذذ و ريبه حرام است نظركردن به دختر نابالغ ؛ و همچنين بوسيدن او و در كنار گذاشتن او ؛ و همچنين است حكم در پسر كوچك نسبت به زنان با آن وصف ، مادامى كه بين شش سالگى و بلوغ باشند و در صورت عدم تلذّذ و ريبه هم حكم به كراهت كردهاند . و در صحيحهء حلبى در كافى روايت شده ، مىگويد : سؤال كردم از ابى ابراهيم عليه السلام از حال دخترى كه هنوز به حدّ بلوغ نرسيده است كه چه وقت سزاوار است كه روى خود را از نامحرمان بپوشد و چه وقت بر او واجب است كه سر را بپوشد در نماز ؟ فرمود : سر نپوشد تا نماز بر او حرام شود ؛ يعنى تا آنكه خون حيض ببيند كه موجب حرمت نماز است بر او در آنزمان . آنوقت واجب است بر او كه روى خود را از نامحرمان بپوشد ؛ و معلوم است كه ديدن خون يكى از امارات بلوغ است و الّا نه سالگى و لو خون نبيند ، بالغ است و احكام بلوغ بر او بار مىشود . و نظير همين روايت است از بزنطى از حضرت رضا عليه السلام وارد است در خصوص پسر نابالغ و عدم وجوب تستّر از آنها مگر بعد از احتلام ؛ و واضح است كه احتلام هم يكى از امارات بلوغ است و الّا پانزده سالگى بالغ است ولو محتلم نشود .
و در روايت است كه وقتى زنى خثعميّه آمد به سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله در حجة الوداع سؤال مسائلى مىنمود . در آن حال فضل بن عباس رديف رسول خدا صلى الله عليه و آله بود ؛ شروع كرد فضل به نظر بر صورت ضعيفه ، و او نيز نظر انداخت به صورت فضل . پس پيغمبر ( ص ) با دست مبارك زد بر صورت فضل و صورت او را از طرف آن زن برگردانيد و فرمود : مردى جوان و زنى جوان است ؛ مىترسم شيطان ميان آنها داخل شود . « 2 »
و در بعض روايات تعبير از نظر حرام به زناى عين نمودهاند ؛ همچنانكه زناى دهان را بوسيدن زنان نامحرم فرمودهاند و در جاى ديگر از حضرت امير المؤمنين عليه السلام منقول است كه فرمود به اهل عراق كه ، آيا حيا نمىكنيد زنهاى خود را مىگذاريد به بازارها درآيند ؟ « 3 » و از جامع المقاصد حكايت شده كه فرموده است آنكه ، حرام است بر مرد نظر
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 3 ؛ وسائل ، ج 20 ، ص 197
( 2 ) . روايت چنين است : قال ابو جعفر عليه السلام : « انّ رسول الله أردف اسامة بن زيد فى مصعده الى عرفات ؛ فلمّا أفاض ، أردف الفضل بن العباس و كان فتى حسن اللّمة ، فاستقبل رسول الله ( ص ) أعرابى و عند أخت له أجمل ما يكون من النساء ، فجعل الأعرابى يسأل النبى ( ص ) و جعل الفضل ينظر الى أخت الاعرابى ؛ و جعل رسول الله ( ص ) يده على وجه الفضل يستره من النظر ، فاذا هو ستره من الجانب ، نظر من الجانب الاخر حتى فرغ رسول الله من حاجة الاعرابى . . . » مستدرك ، ج 8 ، ص 157
( 3 ) . كافى ، ج 5 ، ص 537