جنگيدن درخط مقدم
جندب خود شجاعانه در خطرناكترين نقطهء جبهه حاضر مىشد و چون تند بادى سهمگين بر سر دشمن فرود مىآمد و آنان را تار و مار مىكرد و هيچ چيز نمىتوانست مانع از رسيدن او به پيروزى شود . درجنگ جمل نيز جندب حساسترين و خطرناكترين نقطه از ميدان جنگ را براى رزم انتخاب كرد و آن نقطه ، اطراف شتر عايشه بود زيراگروهى جنگجوى قوى و فدايى در اطراف شتر شمشير مىزدند و از شتر و سوارش به سختى محافظت مىكردند . جندب نيز حمله خود را متوجه آن نقطه كرد چون از روى تجربه و كاردانى مىدانست تا مركز و قلب سپاه دشمن را متلاشى نكند ، دشمن شكست نخواهد خورد . جندب در ابتدا به تنى چند از سران جمل كه اطراف شتر بودند حمله كرد تا اينكه آنان يكى پس از ديگرى كشته شدند در اين هنگام نگاهش به عبدالله بن زبير « 1 » افتاد تصميم گرفت بر او حمله برد . « 2 » جندب جريان درگيرى وجنگ تن به تن خود را با عبدالله بن زبير اينطور تعريف مىكند : « درجمل با عبدالله بن زبير روبرو شدم درحاليكه بر صورتش نيز ، زره داشت با نيزه به صورتش زدم ، سر نيزهام افتاد . » ( سپس عبدالرحمن بن عتاب در مقابل او قرار گفت و جندب با نيزه به او حمله كرد و مانند درخت خرماى بلندى بر زمينش افكند ) « 3 » جندب بن زهير در اين جنگ نيز همانند ديگر جنگها درخشش خاصى داشت و با حضور در