مبارزه در تبعيد
بر اثر اين جريان ، عثمان مجبور شد وليد را ازاستاندارى كوفه بر كنار و سعيدبن عاص را جايگزين او كند . اما او نيز به مرور زمان ثابت كرد دست كمى از وليد ندارد و با كارهاى خلاف خود باعث شد جندب بن زهير و گروهى از بزرگان كوفه به مقابله با او برخيزند . سعيد كه وضع را به ضرر خود ديد با اجازه عثمان آنان را به شام تبعيد كرد . البته جندب و همراهانش در شام نيز دست از فعاليت بر نداشتند و به مبارزه با انحرافها و بدعتها پرداختند و بدينسان مردم شام كه از آغاز ، اسلام را از زبان معاويه شنيده بودند اكنون اسلام را از زبان مسلمانان واقعى مىشنيدند . و از آن پس براثر روشنگريها و افشاگريها مردم روز به روز نسبت به وضع حكومت بيدارتر و آگاهتر شدند . معاويه كه از اقدامات جندب و دوستانش سخت به وحشت افتاده بود و مىترسيد مبادا پايههاى حكومتش در شام به تزلزل بيافتد و از طرفى مىدانست آنان را نه با تطميع و نه با تهديد و ترور نمىتواند ساكت و همراه كند ، لذا چارهء ديگرى انديشيد و نامهاى به اين مضمون به خليفه نوشت : « اما بعد ، تو گروهى را به شام فرستادهاى كه به زبان شيطان سخن مىگويند ( منظور حق گوئى آن عدّه بود ) مىترسم اگر زياد در شام بمانند مردم را فريفتهء خود سازند ، آنان را از شام به شهرشان بازگردان . » خليفه درجواب نامه او نوشت : « آنان را دوباره به كوفه نزد سعيد بفرست » چون به كوفه آمدند از روز نخست زبان به انتقاد گشودند . سعيد دوباره به خليفه شكايت كرد و خليفه به او گفت اين بار آنان را به سوى عبدالرحمن بن خالد بن وليد ، فرماندار حِمْصْ « 1 » تبعيد كن « 2 » وبدينگونه جندب بن زهير به