تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩

« پيشامدى ناگوار و بلائى بزرگ است كه ما با قبيله و خويشاوندان خود روياروى قرار گرفته‌ايم . سوگند به خدا ، ما در اين جنگ فقط دستهاو بازوان خود را قطع مىكنيم و اگر چنين نكنيم ( نجنگيم ) باامير و رهبرخود يك دل و يك جهت نبوده و با گروه خود همراهى نكرده‌ايم ، و اگر بجنگيم شكوه و عزت خود را تباه و نور جلال خود را خاموش كرده‌ايم . » « 1 » در اين هنگام ، جندب آن مرد روشن بين كه با نور خدا مسائل را نگاه مىكرد به سخن آمد و بر تعصبهاى جاهلانه آن مرد ، كه درميان عرب مرسوم بود خط بطلان كشيد و درجواب كج انديشانى كه يا ساده لوح بودند و كم عمق ، و يا فريب خورده بودند و خائن ، اين شبهه را كه اين جنگ برادر كشى است اينطور پاسخ گفت : « سوگند به خدا ، اگر بين ما و ايشان پيوند پدر و پسرى هم مىبود تا هنگاميكه آنان بر امام و پيشواى برحق ما يورش مىآورند و ستمگران را پشتيبان و ياورند با ايشان مىجنگيديم تا از باطل برگشته و به حقى كه آنان را بدان مىخوانيم برگردند ، يا آنكه ازما و آنان كشتار بسيار شود . » « 2 » جندب با ارائه معيار و ملاك تشخيص حق و باطل كه همانا امام برحق است نه پيوندهاى خونى ، ميزانى به سربازان خود مىدهد تا بدان وسيله ، حق و باطل را خود بسنجند و بفهمند كه هر كس از ستمگران حمايت و به امام حمله كند او باطل است و بايد با او جنگيد . بعد از آنكه آن شخص د راثر قاطعيت و قوّت ايمان و قدرت منطق جندب محكوم شد ، خطاب به جندب چنين گفت : « خدا در پهنه گمراهى نا پديدت كند به خدا سوگند كه ما تو را درخردسالى و بزرگسالى جز شوم نيافتيم به خدا ما چه در جاهليت و چه

هامش
( 1 ) . وقعه صفين ، نصربن مزاحم ، ص 262 .
( 2 ) . وقعه صفين ، نصربن مزاحم ، ص 262 .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 99 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى