شمشير جندب ، بسان شمشير مالك اشتر
از افتخارهاى بزرگ جندب همين بس كه درجنگ جمل ، نام او و شمشيرش دركنار نام مالك و شمشير او ذكر مىشود و اين كار حكايت از جايگاه بلند جندب دارد . دشمن از توان رزمى و سرسختى مالك و جندب در نبرد به خوبى آگاه و آوازهء آن دو را در رشادت و صلابت شنيده بود . از اين رو شخصى از سپاه امام تصميم مىگيرد براى ايجاد تزلزل و تضعيف روحيه دشمن به يك تاكتيك روانى دست بزند ، بدين منظور درميان سپاه دشمن ندا در داد : « اى قريشيان از دو مرد برحذر باشيد ، جندب ، اشتر . » « 1 » با شيندن نام اين دو پهلوان دلاور ، لزره بر اندام سران و سربازان سپاه جمل افتاد . اما باز هم در همين حين يكى از ياران امام كه زمينه را مناسب ديد از فرصت استفاده كرد و براى اتمام حجت و نجات جوانان قريش خطاب به آنان چنين گفت : « اى جوانان قريش ، مىبينم به جنگ اصرار داريد . شما را به خدا سوگند ، براى آغاز جنگ پافشارى نكنيد و خون خود را حفظ كنيد و خود را به كشتن ندهيد از مالك اشتر نخعى و جندب بن زهير بترسيد . مالك اشتر دامن زرهء خود را بالازده ( آماده پيكار است ) و جندب بن زهير نيز از خشم و رشادت زره خود را شكافته ، ( و در انتظار فرمان حمله نشسته است ، تا شما را طعمهء شمشير خود نمايد ، بترسيد ) كه در پرچمش نشانه خون است . » « 2 » البته آن چيز كه جندب رامحبوب دل مولايش كرده بود تنها شمشيرش در راه اسلام نبود بلكه معنويّت و روح عالى بود كه در پس شمشير قرار داشت و آن را به حركت در مىآورد .