خدا از دست رفت ، كتابش پاره گشت و پيمانهاى الهى فراموش شد ، اى بندگان خدا منتظر چه هستيد ؟ چرا با گروهى كه از ستم كوتاهى نمىكنند و حق خدا را بجا نمىآورند و مطابق دستور خدا حكم نمىرانند به پيكار بر نمىخيزيد ؟ !
از لابلاى سخنان دردمندانه جندب مىتوان عمق آگاهى او را نسبت به جريانات حاكم و انگيزهاش را براى جهاد به دست آورد .
فرمانده پياده نظام در صفّين
از آنجايى كه جندب درعرصهء پيكار جمل ، شايستگى خود را در فرماندهى سواره نظام ابراز نمود و شيردلان صحنهء رزم او را فرماندهى لايق مىدانستند حضرت در صفين نيز به او مسئوليت داد و او را به فرماندهى پياده نظام برگزيد . « 1 » و پرچم نيروهاى « ازْد » و « يمن » را به دست او سپرد . « 2 » جندب نيز كه همواره آمادهء رزم با دشمنان اسلام بود در مقابل اين اقدام حضرت بارديگر مراتب جانبازى و فداكارى خود رادر صفين به نمايش گذارد . و بادلاورى خود درجنگ به راه امام ابراز وفادارى نمود .
القاى شبههء برادركشى
حضرت اميرالمؤمنين على عليهالسّلام در صفين ، قبيله ازد عراق را به فرماندهى جندب به مقابله ازديان شام فرستاد . هنگاميكه نيروهاى تحت فرمان جندب در برابر هم قبيلهاى ها و خويشاوندان خود قرار گرفتند ، شخصى از سپاه جندب خطاب به او چنين گفت :
هامش
( 1 ) . اعيان الشيعه ، سيد محسن امين ، ج 4 ، ص 244 ، بيروت .
( 2 ) . وقعة صفين ، نصربن مزاحم ، ص 205 .