خاطر حق گوئى و ستيز با باطل از تبعيدى به تبعيد ديگر روانه شد و مورد بدترين اهانتها و تهمتها قرار گرفت ، چرا كه او با خداى خويش پيمان بسته بود غير از حق سخنى نگويد و جز به راه حقيقت نرود .
درد او ، درد دين بود و آرزويش حكومتى همچون حكومت پيامبر ( ص ) .
ديرى نپائيد كه با روى كار آمدن حكومت عدل مولايش على عليهالسّلام آرزوى ديرينهاش جامهء عمل پوشيد اما دشمنان در پى فروپاشى اين نظام برآمدند نظامى كه قلوب تمامى داغديدگان و ستمديدگان جهان به اميد آن بود .
ناكثين ( طلحه و زبير ) با برپايى جنگ جمل ، اولين جنگ داخلى را دراسلام برپا كردند و آنان با اين كار نخستين كسانى شدند كه جرأت و جسارت ايستادن درمقابل امام مسلمين را به خود دادند و راه را براى قاسطين ( معاويه ) و مارقين ( خوارج ) هموار كردند . جندب نيز براى آنكه سهمى در دفاع از حكومت ايده آلش داشته باشد به تلاش خود درجهت استقرار و استمرار اهداف عالى امام افزود و با شركت درجنگ جمل به عنوان بازوى قدرتمند حضرت على عليهالسّلام انجام وظيفه كرد .
فرمانده سواره نظام درجمل
جندب بن زهير بارها درجنگها لياقت خود را به اثبات رسانيده بود او در نظر امام شيردلى بودكه به حق مىتوانست اداره و فرماندهى نيروهاى رزمى را درميدان جنگ به دست گيرد . امام مىدانست دشمنان اسلام از حضور جندب بن زهير درصحنهء نبرد به وحشت و هراس مىافتند ، و دوستان به آرامش و قدرت مىرسند . از اين رو درجريان جنگ جمل هنگاميكه امام نيروها را منظم ساخت و با شناختى كه از جندب بن زهير داشت و او را مبارزى دلاور و دريا دلى آرام يافته بود ( دو صفتى كه لازمهء فرماندهى است ) مسئوليت بخشى ازنيروهاى سواره نظام ( قبيله ازد ) را به او سپرد . « 1 »
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 9 ، ص 35 ، بيروت .