تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
كنم زنده آيين ضحاك را * بپى مشك سارا كنم خاك را
پر از خنده گشته لب زال و سام * ز گفتار مهراب دل شادكام
سر ماه نو هرمز مهر ماه * بران تخت فرخنده بگزيد راه
[ بسازيد سام و برون شد بدر * يكى منزلى زال شد با پدر ]
[ همى رفت بر پيل رستم دژم * بپدرود كردن نيا را بهم ]
چنين گفت مر زال را كاى پسر * نگر تا نباشى جز از دادگر
بفرمان شاهان دل آراسته * خرد را گزين كرده بر خواسته
همه ساله بر بسته دست از بدى * همه روز جسته ره ايزدى
[ چنان دان كه بر كس نماند جهان * يكى بايدت آشكار و نهان ]
[ برين پند من باش و مگذر ازين * بجز بر ره راست مسپر زمين ]
كه من در دل ايدون گمانم همى * كه آمد بتنگى زمانم همى
[ دو فرزند را كرد پدرود و گفت * كه اين پندها را نبايد نهفت ]
[ بر آمد ز درگاه زخم دراى * ز پيلان خروشيدن كرّ ناى ]
سپهبد سوى باختر كرد روى * زبان گرم گوى و دل آزرم جوى
برفتند با او دو فرزند او * پر از آب رخ دل پر از پند او
دو منزل برفتند و گشتند باز * كشيد آن سپهبد به راه دراز
زان روى زال سپهبد به راه * سوى سيستان باز برد آن سپاه
[ شب و روز با رستم شير مرد * همى كرد شادى و هم باده خورد ]

[ اندرز كردن منوچهر پسرش را ]

منوچهر را سال شد بر دو شست * ز گيتى همى بار رفتن ببست
ستاره‌شناسان بر او شدند * همى ز آسمان داستانها زدند
[ نديدند روزش كشيدن دراز * ز گيتى همى گشت بايست باز ]
بدادند زان روز تلخ آگهى * كه شد تيره آن تخت شاهنشهى
گه رفتن آمد بديگر سراى * مگر نزد يزدان به آيدت جاى
[ نگر تا چه بايد كنون ساختن * نبايد كه مرگ آورد تاختن ]
سخن چون ز داننده بشنيد شاه * برسم دگرگون بياراست گاه
همه موبدان و ردان را بخواند * همه راز دل پيش ايشان براند
بفرمود تا نوذر آمدش پيش * و را پندها داد ز اندازه بيش
كه اين تخت شاهى فسونست و باد * برو جاودان دل نبايد نهاد
مرا بر صد و بيست شد ساليان * برنج و به سختى ببستم ميان
بسى شادى و كام دل راندم * برزم اندرون دشمنان ماندم
بفرّ فريدون ببستم ميان * بپندش مرا سود شد هر زيان
بجستم ز سلم و ز تور سترگ * همان كين ايرج نياى بزرگ
جهان ويژه كردم ز پتيارها * بسى شهر كردم بسى بارها
چنانم كه گويى نديدم جهان * شمار گذشته شد اندر نهان
نيرزد همى زندگانيش مرگ * درختى كه زهر آورد بار و برگ
از آن پس كه بردم بسى درد و رنج * سپردم ترا تخت شاهى و گنج
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 100 | حكيم أبو القاسم الفردوسي