[ يكى لشكر از كوه تا كوه مرد * زمين قيرگون و هوا لاژورد ]
[ خروشيدن تازى اسپان و پيل * همى رفت آواز تا چند ميل ]
يكى ژنده پيلى بياراستند * برو تخت زرّين بپيراستند
نشست از بر تخت زر پور زال * ابا بازوى شير و با كتف و يال
بسر برش تاج و كمر بر ميان * سپر پيش و در دست گرز گران
چو از دور سام يل آمد پديد * سپه بر دو رويه رده بر كشيد
فرود آمد از باره مهراب و زال * بزرگان كه بودند بسيار سال
يكايك نهادند سر بر زمين * ابر سام يل خواندند آفرين
چو گل چهرهء سام يل بشكفيد * چو بر پيل بر بچّهء شير ديد
چنان همش بر پيل پيش آوريد * نگه كرد و با تاج و تختش بديد
يكى آفرين كرد سام دلير * كه تهما هژبرا بزى شاد دير
ببوسيد رستمش تخت اى شگفت * نيا را يكى نو ستايش گرفت
كه اى پهلوان جهان شاد باش * ز شاخ توام من تو بنياد باش
[ يكى بندهام نامور سام را * نشايم خور و خواب و آرام را ]
[ همى پشت زين خواهم و درع و خود * همى تير ناوك فرستم درود ]
بچهر تو ماند همى چهرهام * چو آن تو باشد مگر زهرهام
و زان پس فرود آمد از پيل مست * سپهدار بگرفت دستش بدست
همى بر سر و چشم او داد بوس * فرو ماند پيلان و آواى كوس
سوى كاخ از ان پس نهادند روى * همه راه شادان و با گفت و گوى
[ همه كاخها تخت زرّين نهاد * نشستند و خوردند و بودند شاد ]
بر آمد برين بر يكى ماهيان * برنجى نبستند هرگز ميان
بخوردند باده بآواى رود * همى گفت هر يك بنوبت سرود
[ بيك گوشهء تخت دستان نشست * دگر گوشه رستمش گرزى بدست ]
[ بپيش اندرون سام گيهان گشاى * فرو هشته از تاج پرّ هماى ]
ز رستم همى در شگفتى بماند * برو هر زمان نام يزدان بخواند
[ بدان بازوى و يال و آن پشت و شاخ * ميان چون قلم سينه و بر فراخ ]
[ دو رانش چو ران هيونان ستبر * دل شير نر دارد و زور ببر ]
[ بدين خوبروئى و اين فرّ و يال * ندارد كس از پهلوانان همال ]
[ بدين شادمانى كنون مى خوريم * بمى جان اندوه را بشكريم ]
بزال آنگهى گفت تا صد نژاد * بپرسى كس اين را ندارد به ياد
كه كودك ز پهلو برون آورند * بدين نيكوئى چاره چون آورند
بسيمرغ بادا هزار آفرين * كه ايزد و را ره نمود اندرين
كه گيتى سپنجست پر آى و رو * كهن شد يكى ديگر آرند نو
بمى دست بردند و مستان شدند * ز رستم سوى ياد دستان شدند
همى خورد مهراب چندان نبيد * كه چون خويشتن كس بگيتى نديد
همى گفت ننديشم از زال زر * نه از سام و نز شاه با تاج و فر
من و رستم و اسب شبديز و تيغ * نيارد برو سايه گسترد ميغ