أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
« 73 » - برخى از ايشان بيسوادانى هستند كه نمىدانند در آن كتاب چيست ، جز سخنانى كه شنيدهاند ( و طوطىوار ) مىخوانند . اينان تنها پايبند گمان و پندار خويشاند . » و به جاى آن كه رسالت رهبر و پيشرو آنان باشد آن را با خود سازگار كردند و تغيير دادند و اميال و خواهشهاى خود را بر آن فرض و واجب ساختند و سخنان و كلمات را جابجا كردند و چه بسا كه آن كتاب را به صورت نوشتهاى عادى ( و خودمانى ) در ميان خود تلقّى كردند و ميراث و مرده ريگ خويش گرفتند . آن گاه بدون عمل كردن بدان تنها پايبند به حروف و كلماتش شدند .
از آنجا كه چنان كردند ، ديگر كتاب براى آنان سودمند نيفتاد و ايمانشان به شك در آن تبديل شد و در مژدهها و وعدههاى آن و حقّى كه مشتمل بر آن بود ترديد كردند ، و چون نسلها يكى پس از ديگرى آمدند بيهوده انتظار داشتند كه چيزى از آن بشارتها و وعدهها تحقق يابد - زيرا خود آن كتاب را سرسرى و طوطىوار فرا گرفته بودند و در اجراى آن كوششى نكرده بودند - بدين گونه بطبع ريشههاى ايمان در جانهاشان خشكيد و حياتش پايان يافت ، بويژه كه هر نسلى جهات فلسفى خود را براى نسل بعد به ميراث نهاد .
«
فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ
- پس زمان ديرى بر آنان گذشت . » و هر نسلى به اندازهء فاصلهء خود از نسل پيشاهنگان و پيشينيان يعنى نسلى كه براستى بدان كتاب ايمان داشتند و مندرجات آن را چنان كه خدا خواسته بود اجرا مىكردند ، جدايى يافت و از دين دور شد و از آنجا كه كتابى را كه زندگى دلها بسته بدان است به اهمال سرسرى گرفتند خشوع و پروايشان از ميان رفت . در روايت از امام صادق ( ع ) آمده است : « فرزندان اسماعيل هم چنان عهدهدار و متولّى خانهء خدا بودند و حجّت و امر دين مردم را بر پا مىداشتند و اين مهمّ را پشت در پشت از بزرگتران خود به ميراث برده بودند تا آنكه زمان عدنان پسر أدّد فرا رسيد « آن گاه زمان ديرى بر آنان گذشت و دلهايشان سخت شد » و فساد و تباهى كردند و در دين
هامش
( 73 ) - البقرة / 78 .