است ، و آرزوى دراز مايهء فريب او ، و شيطان گماشته بر او و قريب او ، نافرمانى را در ديدهء او مىآرايد تا وى بر مركب گناه نشيند و توبه را به دو چنان مىنمايد كه آن را به تأخير افكند ( و هر زمان ميسّر بيند ) تا آنكه مرگ او بر او هجوم آرد ، گر چه هماره دل از آن غافل دارد ، پس دريغا و حسرتا بر آن غافل بىخبر كه عمرش بر او حجّتى است مستمر و روزگارش او را به تيره روزى رهبر . » « 58 » مرحلهء سوم : ترديد و شك «
وَ ارْتَبْتُمْ
- و در شك و گمان افتاديد . » براستى ، خداوند انسان را به حق بينا و آگاه مىسازد و خطايى را كه وى بر آن است و مرتكب مىشود براى او آشكار و بيان مىكند ، اگر به تغيير راه خود اقدام كند ، هدايت مىشود ، و گرنه درنگ و تأخير و طفره و تعلّل يقين او را به شك تبديل مىكند . امام على ( ع ) گويد : « دانش خود را نادانى نينگاريد و يقين خود را گمان نپنداريد ، چون دانستيد به كار پردازيد ، و چون يقين كرديد به اقدام دست يازيد . » « 59 » هنگامى كه انسان به گونهاى عملى به التزام به حق اقدام مىكند از ژرفاى وجود خود بدان اقناع شده و مطمئن است . خداى تعالى گويد : «
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
« 60 » - و آنان كه در راه ما به مجاهدت كوشيدند ، بيقين آنها را به راههاى خود رهنمايى مىكنيم ، » در غير اين صورت پيش خود به شك آغاز مىكند تا از خلجان ضمير و سرزنش نفس نكوهنده وارهد ، آن گاه اگر برادرانش به خير انديشى به بازگشت بدان صورت نصيحت كنند به سبب خودخواهى گناه او را در مىربايد ، و منكر حق مىشود و همان گونه كه كافران به مؤمنان گفتند ، گويد : «
لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ
« 61 » - اگر ( دين اسلام ) بهتر مىبود ( فقيران در قبول آن ) بر ما پيشى نمىگرفتند » ، و اين صفت پيوستن آنان را به مؤمنان منتفى مىكند ، زيرا خدا بويژه و
هامش
( 58 ) - نهج ، خ 640 ، ص 49 - 50 .
( 59 ) - نهج ، حكمت 274 ، ص 412 .
( 60 ) - العنكبوت ، 69 .
( 61 ) - الاحقاف / 11 .