[ 14 ] پس از آن كه در آخرت ميان اين دو گروه چنان ديوارى بكشند ، منافقان و دورويان مؤمنان را ندا دهند ( و بانگ كنند ) - و ندا با گفتار تفاوت دارد ، زيرا گفتار يعنى گفتگو از نزديك ، امّا نداء گفتگو از فاصلهاى دور ، يا از پشت پرده و به بانگى بلند باشد كه ندا دهنده بخواهد سخن خود را به طرف ديگر بشنواند .
/ 44 «
يُنادُونَهُمْ
- آنان را آواز دهند ( و ندا كنند ) » با نداى مدد خواهى و حسرت .
«
أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ
- آيا ما با شما نبوديم ؟ » و در آنجا مؤمنان به آنان پاسخى مىدهند كه همان سخن قاطع و برهان بُرنده است :
اوّلًا : با بيان حقيقت پيوستگى و وابستگى ، كه تنها وابستگى زبانى نيست ، بلكه پيوستگى به كردار و عمل هماهنگ و متجانس است و اين با واقعيّت ( وجود و فكر ) منافقان و دورويان تحقّق نمىيابد ، زيرا آنان خود را در فتنه مىافكنند ، در حالى كه مؤمنان از آن مىپرهيزند ، و به انتظار مىماندند و پا به پا مىكنند ، در حالى كه مؤمنان دست به اقدام مىزنند ، و شك و ترديد مىكنند ، در حالى كه مؤمنان يقين دارند ، و به آرزوهاى دراز دامن فريفته مىشوند ، در حالى كه مؤمنان مىكوشند ، و به نداى شيطان پاسخ مثبت مىدهند ، در حالى كه مؤمنان از او به خدا پناه مىجويند ، و از سر بخل امساك مىورزند و به مردم نيز مىگويند چنين باشند ، در حالى كه مؤمنان انفاق مىكنند .
ثانيا : با بيان مراحل فرو افتادن به پستى و هلاكت در مورد انسان ، كه اين روشنترين آيه در قرآن از حيث ترتيب پيامدى مراحل سقوط است ، بدين شرح :
مرحلهء نخست : خود را به فتنه افكندن ، و « فتن » در لغت به معنى نهادن فلزّ چون طلا در آتش است . و ابتلا : آزمودن با مشكلات را فتنه ناميدهاند ، از آن رو كه انسان در ضمن آن در آتش حوادث و عوامل دگرگون كننده داغ مىشود و با رقابتها و مبارزه طلبيها و فشارهاى دشوار و گاه درهم شكننده روبرو مىشود ، و سؤال