لذّتهاى آن بود . و اينجا فرقى است ميان كسى كه بىاراده دستخوش فتنه مىشود و سپس از راه اسلام در رفتار با آن پيروى مىكند يا خود را به فتنه مىافكند و در آن وارد مىشود تا با آن بستيزد و مقاومت كند با كسى كه به ارادهء خود وارد مىشود نه از آن رو كه با آن مبارزه كند بلكه بدان سبب كه خود مراد و غرض آن باشد و دنيا و هواى مراد و غرض او از ورود به فتنه باشد . شايد فريفتگى به دنيا آشكارترين مصداقهاى فتنههاى نفس است ، و در اين كلمهء « فتنتم » سايهاى است از معنى « اضللتم : گمراه كرديد » از نظر تشابه با گفتهء خداوند به پيامبر خود كه گويد :
«
وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ
« 57 » - و بر حذر باش از ايشان كه مبادا تو را بفريبند و گمراه كنند و در پارهاى احكام خدا كه به تو فرستاده ( تقاضاى تغيير كنند ) . » « يفتنوك » يعنى يضلّوك : گمراهت كنند و بفريبند .
مرحلهء دوم : انتظار كشيدن «
وَ تَرَبَّصْتُمْ
- و انتظار كشيديد . » با تعلّل و تأخير در التزام به حق ، و چشمداشت دگرگونى در آينده ، انسان هر چند در ژرفاى انحراف گرفتار شده و فرو رفته و به فتنهها وارد شده باشد ، با اين همه خداوند حق را براى او آشكار و بيان مىكند تا حجّت را ، گر چه در چشم بر هم زدنهايى ، بر او اقامه كند : / 46 يا به بيدارى ، ضمير يا به موعظه و اندرزى دعوت كنند .
يا از خلال برخورد او به مشكلى كه او را بر خطاهاى خود آگاه سازد . ولى در بيشتر اوقات انسان خود را بيدرنگ و مستقيماً به التزام و پيوستن به حق وا نمىدارد ، و توبه را به تأخير مىافكند و به گرفتارى ، خود در فتنه ادامه مىدهد تا فرصت از او فوت شود ، و امام على ( ع ) ما را از چنين حالتى بر حذر مىدارد ، آنجا كه مىگويد :
« پس بنده بايد پروردگار خود را پرهيزگارى كند ، خيرخواه خود باشد ، توبهاش را پيش ( از مرگ ) فرستد ، بر شهوتش چيره شود زيرا زمان و مهلت مرگ از او پوشيده
هامش
( 57 ) - المائدة / 49 .