جهاد و انفاق را انجام ندادند ، يا براى ديگرى جز خدا كار كردند ، همواره در تاريكى و شكنجهاند ، زيرا آن عوامل است كه انسان را از تاريكى بيرون مىآورد «
لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ
- تا شما را از تاريكى به روشنايى در آرد » ، و وقتى كه بدانها متمسّك نشوند و دست نيازند از تاريكى بيرون نمىآيند ، و اين است سخنى كه مؤمنان به آنان گويند .
«
يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا
- يعنى براى ما درنگ كنيد و بمانيد تا ما از نور شما پرتو گيريم . » «
نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ
- تا از نور شما پرتو گيريم . » اين ممكن نيست ، زيرا انسان خود تنها كسى است كه خطّ سرنوشتش را به دست خويش ترسيم مىكند ، و «
كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ
« 53 » - هر كسى در گرو عملى است كه براى خود اندوخته است » ، اگر به كارهاى نيك پرداخته باشد نور و پاداش بر مىچيند و اگر به كارهاى بد دست زده باشد تاريكى و عذاب بر مىچيند ، و وانگهى آخرت جايى نيست كه كسى بتواند در آن به كردار خود چيزى بيفزايد بلكه دنيا سراى كار و خانهء كردار است ، آنجا حساب هست و كردار نيست ، از اين رو به ( دورويان و حسرتيان ) ندا مىرسد كه اگر مىتوانيد به دنيا باز گرديد ! «
قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً
- ( به آنان ) گفته شود به پشت سر خود ( به دنيا ) بازگرديد و ( از آنجا ) نور جوييد . » اين آيه اختصاص به روز قيامت ندارد ، بلكه در دنيا نيز به ما سود مىرساند ، بدين معنى كه مىدانيم درنگ و مهلت ما در دنيا تنها و يگانه فرصتى است كه در آن امكان تغيير و بازگشت از خطا به وسيلهء توبه و كار نيك براى ما وجود دارد ، و پروردگار ما چنين صورتى از قيامت را براى ما نقل و روايت مىكند تا واقعيّت حسرت و افسوسى را ( كه آن روز خواهيم داشت ) دريابيم / 43 و در حالى كه هنوز در دنيا هستيم از موجبات آن ( حسرت و افسوس كه گريبان ما را خواهد گرفت )
هامش
( 53 ) - الطور / 21 .