[ 10 ] امّا راه رهايى از آزمندى نفس همانا انفاق و هزينه كردن است ، و اين چيزى است كه اين آيات يادآور مىشود و آن را در اذهان مؤمنان برمىانگيزد ، بدينسان كه مؤمنان را در برابر حقيقت دنيا قرار مىدهد كه فرصتى است كوتاه و قاطع هم چنان كه آنان را در مسابقهاى خطرناك با اجلى قرار مىدهد كه طومار زندگى را درهم مىپيچد تا پس از آن انسان با سرنوشت ابدى خود رويارو شود ، يا با صالحان در بهشت و يا با دوزخيان در عذاب .
«
وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ
- از آنچه روزيتان دادهايم در راه خدا انفاق كنيد ، پيش از آنكه يكى از شما را مرگ فرا رسد . » / 428 در آن هنگام خود به تنهايى با سرنوشت خويش روبرو مىشود ، و به تنها به پيشگاه خدا مىرود ، نه با مال و نه فرزندان و نه ياورى . وقتى قرآن انسان را يادآور مسئوليتهاى فردى خود مىشود براى آن است كه او را از عوامل تأثير گذار منفى مادّى و اجتماعى كه او را از انفاق و پذيرفتن دعوت خدا باز مىدارد ، جدا كند . . . و چرا انسان از مال خود نسبت به پروردگارى كه آن را به او روزى داده دريغ ورزد در حالى كه ناچار با مرگ از آن دست خواهد كشيد ؟
«
فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ
- پس بگويد : اى پروردگار من ، چرا مرگ مرا اندكى به تأخير نينداختى تا صدقه دهم و از شايستگان باشم . » او ، براستى از خدا تأخيرى هزار ساله نمىخواهد ، بلكه مىخواهد مهلتى اندك همچون چشم بر هم زدنى به دو دهد كه خود را از حسرت و عذاب وارهاند ، و اين دلالت مىكند بر آن كه انسان مىتواند با يك تصميم و در يك چشم بر هم زدن خود را تغيير دهد و از جبههاى به جبهه ديگر و از سرنوشتى به سرنوشت ديگر منتقل كند . و از اين آيه كريم هدايت مىشويم به اينكه صدقه ( و انفاق ، هزينه كردن در راه خدا ) معراج مؤمن به نزد زنان و مردان صالح است . و اينجا الهامى دربارهء گفته خداى تعالى مىيابيم كه گويد : «
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ