تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
همراهند مگر آن كه خداوند آدمى را نگاهدارد ، پس اين يكى از آن چهار است » . « 5 » [ 3 ] در پايان آيهء پيشين استفاده مىكنيم كه نفاقى كه اين گروه بدان رسيدند زاييدهء همان لحظه نبوده ، بلكه نتيجه تراكم و انباشته شدن سوابق اعمال بدى است كه هنگامى كه به سراى اسلام درآمدند از آنها پاك نشدند ، و اين فكر ما را بر آن مىدارد كه در گفتهء خداى عزّ و جلّ تأمّل كنيم كه گويد : «
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ
- هر آينه خدا توبه كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد ، » پس مسير انسانى كه دير زمانى از عمر خود را در گناهان غرق بوده جز با پاك شدن از سوابق بد با توبهء پيوسته و پياپى درست نمىشود ، زيرا آثار گناه هر لحظه تهديد به انحراف مىكند . از اين روست كه پروردگار سبحان ما گويد : «
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا
- اين بدان سبب است كه آنان ايمان آوردند . » پس هنگامى كه ايمان را اختيار كردند چه بسا اين امر نتيجهء نفحه‌اى الهى بوده كه عرضهء آن شده‌اند و اشراقى بوده كه بر دلهايشان تافته و تصميم به ايمان گرفته‌اند ، « 6 » ولى رسوبات گمراهى پيشين را از خود نزدوده و پاك نكرده‌اند ( و به ريشه كنى آنها نپرداخته‌اند ) از اين رو ديگر بار نموّ كرده تا آنجا كه مسيرهاى آنان را به راهى ديگر تغيير داده است . «
ثُمَّ كَفَرُوا
- سپس كافر شدند . » در حالى كه شايسته چنان بود كه ايمان را در دلها و رفتارهاى خود راسخ و استوار كنند و در پاكسازى خود از سوابق گمراهى و موجبات و انگيزه‌هاى آن جديّت ورزند ، ولى چنين نكردند و به پيروى خواهشها و مصلحتها به كفر برگشتند ، يا ايمانشان ايمانى سطحى بود و شرايط و مصلحتها آنان را به قبول ايمان واداشته و فراخوانده بود ، پس چون فرصتى مناسب يافتند / 413 به شخصيّتهاى حقيقى خود بازگشتند .
هامش
( 5 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 334 نقل از اصول كافى . بيگمان ما را مىسزد كه تاريخ و واقعيّت خود را در پرتو اين روايت بزرگ بررسى كنيم . ( 6 ) - اشاره به اين انديشه در تفسير دو آيهء 17 و 20 سورهء بقره گذشته است ، به آنجا رجوع كنيد .