نصوص روايات مىيابيم كه خويهاى فلانى بخشى است از نفاق ( دورويى ) يا خصلتى است از / 414 خصلتهاى منافقان . در حديث نبوى از پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله ) آمده است كه گفت : « چهار چيز است كه در هر كه باشد منافقى تمام است ، و هر كس خصلتى از اين خصلتها را داشته باشد خصلتى از نفاق دارد تا آن را رها كند : چون امين قرار گيرد خيانت كند ، و چون به سخن درآيد دروغ گويد و چون عهدى بندد خلاف عهد كند و چون مرافعه كند از عدل بيرون رود » . « 8 » پس هر گاه كسى همه به شرّ پرداخت كافر مىشود ، و چون به شرّ محض اصرار ورزد بر دلش مهر مىنهند . « 9 » به تحقيق بر دلهاى منافقان كه كفر و نفاق مىورزند مهر نهاده شده تا بدانجا كه با وجود اين مهر هيچ وسيلهء حسّى و عقلى باقى نمانده كه آنان به ايمان و صلاح هدايت شوند يا بدان وسيله ميان كفر و اسلام فرقى نهند .
«
فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ
- و آنان در نمىيابند . » يعنى دلالتهاى آيات را در نمىيابند تا به حق هدايت شوند ، نه از آن رو كه خداوند گوش و چشم و دلهاى آنان را از ايشان گرفته است ، بلكه اين همه را دارند ولى از آنها بهرهاى نمىبرند ، چنان كه خداوند آنها را بدين سان توصيف كرده است : «
لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ
« 10 » - ايشان را دلهايى كه بدان نمىفهمند و چشمهايى است كه بدان نمىبينند و گوشهايى است كه بدان نمىشنوند . اينان همان چهار پايانند حتى گمراهتر از آنهايند ، » و هر گاه خرد آدمى از كار باز ماند و هشيارى و نيروى تمييز و تشخيص از
هامش
( 8 ) - القرطبى ، ج 18 ، ص 122 .
( 9 ) - در روايات هشدارهايى بسيار نسبت به مغرور شدن به ايمان آمده است . پيامبر خدا ( ص ) گفت :
« تمام عالمان در معرض هلاكاند مگر عاملان به علم ، و تمام عاملان هلاكند مگر مخلصان ، و مخلصان نيز در معرض خطرى بزرگند » تنبيه الخواطر ، ص 358 .
( 10 ) - الاعراف / 179 .