دست برود ، آيا جز مظهر برونى و صورت مادى او چيزى باقى مىماند ؟ و در اين حال چه فرقى ميان او و جانور يا جماد است ؟ پس عجب نيست كه قرآن منافقان را در آن حال به چوبهايى كه به ديوار تكيه داده شدهاند تشبيه كرده است .
[ 4 ] سياق آيه به بيان گوشهاى از صفات پيوسته به شخصيت منافق مىپردازد / 415 كه به وسيلهء آنها در اجتماع منافقان از ديگران باز شناخته مىشوند و عبارتند از :
1 - افزونى توجّه به مظاهر دينى به قصد فريفتن مردم و برانگيختن خوشامد آنان ، از اين رو منافقان را مىبينى كه اثر سجود پيشانيها و زانوهايشان پينه بسته ، يا براى حضور در مسجد و ايستادن در نخستين صف نماز جماعت بر يكديگر پيشى مىگيرند ، و در نماز خود تظاهر بسيار مىكنند ، و جامههاى خود را كوتاه مىگيرند ، و ريشهاى خود را بلند رها مىكنند ، و به مظاهر شجاعت و شهامت ريا كارى مىنمايند . . . و اين چنين عقدهء مظهر گرايى منافقان هر جا كه سخت احساس كنند مظهر اهميّت دارد روى مىنمايد ، و از آنجا كه گوهرى درست ندارند ، ناچارند در جستجوى چيزى برآيند كه كفر و پليدى خود را با آن بپوشانند ، بويژه آنكه در اجتماع مسلمانان زندگى مىكنند .
«
وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ
- چون آنها را بينى تو را از جسمها و ظاهرشان خوش آيد . » 2 - سخن نگارين گفتن ، منافقان دربارهء هر كلمهاى كه از دهانشان بيرون آيد حساب مىكنند و پيش از سخن گفتن بدان بسيار مىانديشند ، اوّلا : براى آن كه آنچه را پنهان مىدارند باز نگويد . مگر نه آن كه آدمى زير زبان خود پنهان شده است ؟ و آيا پروردگار ما سبحانه و تعالى دربارهء آنها نگفته است :
«
وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ
« 11 » - ايشان را از شيوهء سخنشان خواهى شناخت » ؟
و ثانيا : براى آن كه به آراء باطل خود كه هيچ بهرهاى از حقايق واقع ندارد پشتوانهاى بدهند ، پس نقص دليلها را با آرايشهاى كلام جبران مىكنند ، و اجزاء
هامش
( 11 ) - سورهء محمّد / 30 .