است » و آن حضرت ( عليه السّلام ) گفت : « شما به اندازه سبقتى كه در رفتن به نماز جمعه مىگيريد در رفتن به بهشت بر يكديگر پيشى مىگيرد ، و براستى كه درهاى آسمان براى بالا رفتن اعمال بندگان باز مىشود » .
[ 10 ] از آنجا كه اسلام به عنوان برنامهاى كامل و فراگير براى ابعاد زندگى انسانى آمده است ، / 395 خداوند آن را در اصول و احكامش متوازن و متعادل ساخته ، به گونهاى كه هيچ بخشى در زندگى انسان به زيان بخشى ديگر انباشته و ستبر نشود ، پس اسلام برنامه دنيا و آخرت ، و دين و سياست ، و روان و كالبد است ، و وقتى شخصيت انسان با رسيدن به مصالح مشروع از يك سو و التزام به فرايض واجب شده از سويى ديگر كامل مىشود ، دين در كنار و دوشادوش فراخواندن به التزام واجباتش به مراعات مصالح خود نيز فرا مىخواند ، و واجبات او را جايگزين مصالح و پيشرفتهايى كه مردم در پى آناند نمىسازد .
از اين رو مىبينيم كه قرآن در همان حال كه مردم را به شتافتن به نماز جمعه امر مىكند ، بيدرنگ نيز به پراكنده شدن براى پرداختن به امور زندگى طبيعى و رسيدن به مرادها و هدفها ، و دست يافتن به روزى و لقمهء زندگانى فرمان مىدهد .
و براستى دعوت به نماز روز جمعه و تحريم داد و ستد بدان هنگام برنامهاى است براى پايهگذارى پراكنده شدن انسان مؤمن در طلب فضل و بخشايش خدا بر اساس هدايت ارزشها و ايمان .
«
فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ
- و چون نماز پايان يافت در زمين پراكنده شويد . » هر كس به سوى مقصد خود ، و اين دعوت متضمّن كوشش براى امور دنيا ما را بدين نكته رهنمون مىشود كه نماز و عبادت جايگزين و بدل از پرداختن به زندگى طبيعى و اجتماعى ، چنان كه پارهاى از متصوّفه آن را فهميدهاند ، نيست .
دين برنامهاى است براى سامان دادن به انسان و رهبرى زندگى ، مردم در آن فرصتى براى عبادت و برنامهاى براى كوشش و كار مىيابند . امام صادق ( عليه السّلام ) در تفسير اين آيه گفت : « من براى حاجتى كه خدا آن را عهدهدار شده ، سوار مىشوم