«
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ
- اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، چون نداى نماز روز جمعه در دهند ، به نماز بشتابيد و داد و ستد را رها كنيد . » / 393 پس در اين صورت هر مؤمنى مكلّف است كه اگر مانعى مشروع در پيشگاه خداوند مانع او نشود ، به اين فرمان الهى گردن نهد و آن را عملى كند ، و وقتى خداوند هر هفته مؤمنان را به نماز جمعه فرا مىخواند بيگمان اين فريضهاى است كه به عنوان مقياس و وسيلهء سنجش وحدت امّت و آزمون صدق ايمان آن بسته به ميزان هماهنگى و فرمانبردارى از اين تكليف ربّانى حكيم ، به كار مىرود و باقى مىماند .
وقتى قرآن مؤمنان را به دويدن و شتافتن - شتافتن روح پيش از كالبد - به سوى فضيلت و ذكر خدا ندا مىزند ، ما بايد قبل از هر چيز خود را از زنجيرها و بندهايى كه ما را سنگين كرده و بر زمين مىكشاند ، هر چه باشد خواه مادّى يا معنوى ، آزاد كنيم ، و اين انديشه رابطهء ميان دعوت به شتافتن به ذكر خدا و امر به ترك ديگر امور دنيا همچون داد و ستد را هنگام نماز جمعه براى ما تفسير مىكند .
بسيارى از فقيهان مسلمان بر حرام بودن داد و ستد هنگام نماز جمعه فتوى دادهاند ، حتى برخى قايل به باطل بودن عقد بيع از اساس در صورت واجب آمدن نماز جمعه با حصول شرايط لازم آن ، شدهاند . محقق در شرايع گويد : اگر ( هنگام نداى نماز جمعه ) فروخت گناه كرده ولى بيع بنا بر اظهر صحيح است . سپس علامه شيخ حسن نجفى دربارهء اين حكم گويد : اشهر ، بلكه مشهور نقلا و تحصيلا همين است . « 44 » شايد انسان در نخستين نظر كه بدين حكم الهى مىانديشد احساس كند كه اين حكم با مصالح او مخالفت دارد ، ولى هنگامى كه آن را از ابعاد گوناگونش بررسى كند و خود به درجهاى و الا از آگاهى نسبت به حقايق زندگى رسيده باشد
هامش
( 44 ) - الجواهر ، ج 11 ، ص 306 .