تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
گفت : شرط نيست . و قول او را چنين رد كرد كه اعتماد و استناد ما به كردار پيامبر است ، او امام جمعه تعيين مىكرد - و خلفاى بعد از او نيز - هم چنان كه براى قضاوت تعيين مىكرد ، و هم چنان كه درست نيست كسى بدون اذن امام خود را به قضاوت منصوب كند در / 392 امامت جمعه نيز چنين است . سپس گفت : آيا فقيهان مؤمنان - در حال غيبت - و امكان اجتماع و خواندن دو خطبهء نماز جمعه چنين حقى دارند ؟ علماى ما بر عدم وجوب رأى داده‌اند و در مستحبّ بودن اقامهء آن اختلاف كرده‌اند و مشهور استحباب است » . « 43 » روز جمعه روز عيد مسلمانان و سرور و آقاى روزهاست و شب جمعه شب عبادت و تهجّد و نماز شب گزاردن است . در اين روز مردم به راز و نياز بيشتر به درگاه پروردگار و پرداختن به مستحبات و زيارت قبور براى يادآورى از مردگان و طلب رحمت براى آنان و عبرت گرفتن از سرنوشتشان ، فرا خوانده مىشوند ، بويژه زيارت مزار ائمهء هدى ( عليهم السّلام ) و مرقد سيد الشهداء ابى عبد اللّه الحسين ( عليه السّلام ) ، و تجديد عهد با پيامبر و اهل بيت او و امام حجّت ( عليهم السّلام ) ، با رهسپارى و پايدارى بر خط رسالت . هم چنان كه صلهء رحم و توجّه به بيچارگان و بينوايان و ديدار با برادران در اين روز شريف شايسته است . هم چنان كه شايسته است آدمى در اين روز به حساب خود برسد و خود را ارزيابى كند تا بر پيروى از برنامه‌هاى درست و مقاومت در برابر انحرافات و گمراهيها تجديد عزم كند ، و بطور كلّى ، براستى كه روز جمعه روز بازى و سرگرمى و بيهوده گذرانى نيست بلكه فرصتى است براى مؤمن كه تمام وجود خود را صرف عبادت و ذكر خداوند با بهترين اعمال در آن روز كند كه نماز جمعه با واجبات و خطبه‌ها و مظهر اجتماعى خود باشد . و اين نداى خداوند و دعوت او دائر بر التزام بدان و برپا داشتن آن است كه مىگويد :
هامش
( 43 ) - موسوعة جواهر الكلام ، ج 11 ، ص 153 .