تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
از لطايفى كه در اين آيه آمده اين است كه خداى تعالى مىگويد : «
فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ
- چون نماز گزارده شد ، » با بناى فعل مجهول ، در حالى كه واجب مىآمد كه مىگفت : « چون نماز گزارديد » ، براى پيوند به خطاب مقدّم او به مؤمنان ، ولى اين صيغه بويژه حرمتى به وقت نماز مىدهد به گونه‌اى كه هنگام نماز جمعه‌اى كه شرايط آن فراهم باشد بر كسى كه در نماز با مسلمانان حضور يافته و يا عمداً حضور نيافته حرام است ، و اگر عبارت به صيغهء فعل معلوم مىآمد : « چون نماز گزارديد » حكم فقط منحصر به نمازگزاردن مىشد و غير نمازگزاران را در بر نمىگرفت . [ 11 ] پس از آن كه قرآن موضعگيرى مؤمنان را نسبت به نماز جمعه ترسيم مىكند - كه عبارت است از شتافتن براى ذكر خدا و ترك داد و ستد در وقت آن - روند قرآنى به نقد پديدهء توجّه و گرايش به امور دنيا و مقدّم داشتن آن بر نماز مىپردازد كه اشاره به وجود ضعف ايمان در اجتماع و كاستى در سطح هماهنگى و همكارى با شعائر و برنامه‌هاى دين دارد . «
وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً
- و چون تجارتى يا بازيچه‌اى بينند پراكنده مىشوند و به جانب آن مىروند و تو را هم چنان ايستاده رها مىكنند . » / 397 از بيم آن كه آن تجارت از دست آنها برود يا ديگران در آن سودا بر آنان پيشى گيرند ، و اين پديده‌اى است حاكى از شكست در برابر افزون‌طلبى و گرايش بزرگ نفس به دنيا ، كه پرده از ضعف در ايمانى برمىدارد كه اسلام آن را و هر چه را مربوط بدان است بر هر چيزى در زندگى فرزندان خود ، مقدّم مىخواهد . فقيهان و مفسّران از اين آيه كه پيامبر را پس از گرايش ( مردم به سويى ديگر ) ايستاده توصيف كرده حكم به مستحبّ بودن ايستادن امام را استفاده كرده‌اند . و از ابى بصير مروى است كه از او دربارهء نماز جمعه پرسيدند : امام چگونه خطبه مىخواند ؟ گفت : ايستاده خطبه مىخواند ، زيرا خداوند به پيامبر مىگويد : «
وَ تَرَكُوكَ قائِماً
- و تو را