«
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ
- و خدا به ستمكاران داناست . » اگر اين صفت در مورد ديگر يهوديانى كه از تورات منحرف شدهاند صادق باشد بيگمان در مورد علما و احبار آنان كه به زندگى چسبيدهاند صادقتر است ، اما چه زندگيى ، و در برابر چه بهايى ؟ زندگى ، خوارى و دنباله روى و توهينپذيرى ، و به بهاى از دست دادن دين و عزّت و چه بسا آسايش و راحت خود . و پناه مىبرم به خدا هنگامى كه عالم ترسو شود ، زيرا او نه تنها خود را پيرو خوار جبّاران و قدرتمندان مىكند بلكه هم چنان پيروان خود را گروهى خوار و سرسپردهء هر حكمران ستمگرى مىسازد ، و خطّى شكستگرايانه و توجيه كننده با افكارى منفى كه مىپراكند و تحريفهايى كه در متون و نصوص دينى به عمل مىآورد ، در اجتماع ترسيم مىكند .
اين روش در ميان علماى يهود و نصرانى و پارهاى از علماى مسلمانان كه / 387 هم چنان در نهان و آشكار سر بر آستان پادشاهان دارند جارى و معمول است ، با هر ده انگشت خود بر جرايم و خلافكاريهاى آنان امضا مىنهند و اثر انگشت مىگذارند و سيل فتواهاى دروغين را هر قدر خواستند پيمانه مىكنند و جارى مىسازند ، و ارادهء عامّهء مردم را فريب مىدهند و نصوص دين را جعل و تحريف مىكنند . بيقين آنان راهزنان راه خدايند ، چنان كه در حديث قدسى آمده ، و خطرشان براى اسلام از خطر هزار تيغ و هزار تفنگ بيشتر است ، «
هُمُ الْعَدُوُّ . . .
قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
« 30 » - ايشان دشمناناند . . . خدايشان بكشد ، به كجا منحرف مىشوند . » آنان بايد بدانند كه هر چند كه مردم يا خود را بفريبند ، بيگمان خداوند به آنان داناست و بر حسب علم ذات سبحان خود نه بر حسب فريب و ظاهرسازى آنان ، ايشان را به پاى حسابرسى مىكشاند و با خوارى و ذلّت به دوزخشان مىافكند .
[ 8 ] «
قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ
- بگو آن مرگى كه از آن مىگريزيد شما را درخواهد يافت . »
هامش
( 30 ) - بخشى از آيه 4 ، سورهء منافقون .