آن خر كه كتابهايى را حمل مىكند ، » ولى كوشيدند كه رابطهء ظاهرى با رسالت خدا را نگهدارند تا از مردم ساده دل به نام آن بهره جويند ، پس ادّعا كردند كه دين به احتكار آنان درآمده و منحصر به آنان شده و تنها آنانند كه نماينده شرعيّت دينى هستند و كسى كه جرأت كند سخنى از / 385 رسواييهاى آنان گويد مرتدّى است كه قتلش واجب است ، و تنها آناناند كه بدون ديگر مردم ملّت برگزيدهء خدايند ، در حالى كه قرآن آنها را در برابر محكى وجدانى قرار مىدهد تا ادعاهايشان را رسوا كند ، با آزمايشى از خلال ژرفترين صفاتى كه در نفوسشان ريشه دارد و آن چيزى جز زندگى دوستى و حبّ بقا نيست «
وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ
« 26 » - آنان را از مردم ديگر ، حتى از مشركان ، به زندگى اينجهانى حريصتر خواهى يافت و بعضى از كافران دوست دارند كه هزار سال در اين دنيا زيست كنند . » «
قُلْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
- بگو اى قوم يهود ، هر گاه مىپنداريد كه شما دوستان خدا هستيد ، نه مردم ديگر ، پس تمنّاى مرگ كنيد اگر راست مىگوييد . » حال پرسش اين است : آيا اين به امتحان طلبى به عنوان محكى براى شناختن راستين يا دروغين بودن آنان مناسب است ؟ فرض كن آنان از خدا آرزوى مرگ كردند ، آيا اين ثابت مىكند كه آنها دوستان خدايند ؟ پاسخ مىدهيم اين به امتحان طلبى بر سه معنى حمل مىشود :
اوّل : يهوديانى كه آن روز پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله ) آنان را به امتحان طلبيد و با آنان مباهله كرد ، اگر آرزوى مرگ مىكردند در همان لحظه مىمردند ، پيامبر خدا گفت : « اگر آرزوى مرگ مىكردند بيگمان تا نفر آخرشان مىمردند . » « 27 »
هامش
( 26 ) - البقرة / 96 .
( 27 ) - تفسير البصائر ، ج 46 ، ص 187 .