رسالتهاى خداست . پس براى داعيه داران تورات در حالى كه با هدايت خرد مخالفت مىورزند ، و رسالت خدا را تكذيب مىكنند ، جز اين كه به خر تشبيه شوند چه باقى مانده است ؟
/ 384 «
بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ
- بد مثلى است مثل مردمى كه آيات خدا را دروغ مىشمردهاند . » آنجا كه به تحقيق آن آيات راه و وسيلهاى است كه انسان را به صلاح و ارزشهاى نيك ( يعنى هدايت ) رهبرى مىكند ، راهى را كه بدان سو مىرفت گم كردند و در گمراهى و ظلم به خبط و خطا دچار شدند . شاعران دربارهء اين مثل شعرهايى به نظم درآوردهاند كه شايد طرفهترين آنها گفتهء يكى از آنان باشد كه گويد :
راويانى كه نسبت بدانچه حمل و نقل مىكنند نادانند مانند شترهايى هستند كه جزوهدان بر آنان حمل مىشود نه بار بردن شتران سودى به جزوهدان دارد و نه شتر از كشيدن بار جزوهدان سودى مىبرد .
«
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
- و خدا ستمكاران را هدايت نمىكند . » چرا اينان از ستمكاران شمرده شدهاند ؟ به نظر مىرسد بدين سبب كه امثال اينان - دين فروشان و داعيهداران علم - بيگمان تطبيق روح آيات را رها مىكنند و آنها را تكذيب مىكنند و از مواضع خود منحرف مىسازند تا از عيّاشان و مستكبران درهمى چند به دست آورند ، پس نزد خدا به آنان ملحق مىشوند و از ستمكاران به شمار مىآيند . و چون خداوند ستمكاران را هدايت نمىكند اينان از چارچوب و حلقهء عالمان به خدا بيرون مىآيند و ممكن نيست سفيران ميان خدا و بندگان مؤمن او شوند ، و آراء آنها حجّتى شرعى نمىشوند ، زيرا آن آراء و فتواها برانگيخته از وسوسههاى شيطان است نه وحى رحمان ، و از اينجاست كه شرع مقدّس فقيه غير عادل را هيچگاه فقيه نمىشمارد .
[ 6 - 7 ] يهوديان به ورطهء تكذيب و ستمگرى نسبت به آيات در افتادند و مصداق مثل خدا دربارهء خود بودند «
كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً
- مانند مثل