تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
ادّعاى اختصاص آن را به خود كند و ديگر مردم را از آن بىنصيب شمارد ، چنان كه يهوديان و نصرانيان كردند ، و از اين رو انواع فلسفه‌هاى شرك آميزى ساخته شد كه خدا را در بند و مرهون اراده‌هاى آفريدگان پنداشتند ، منزّه است او از آنچه مشركان توصيف مىكنند . « 25 » «
يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
- به هر كه خواهد ارزانيش دارد و خدا را فضل و بخشايشى بزرگ است . » در نجات بخشيدن مردم از جاهليّت و گمراهى آشكار به نعمت پاكيزگى و دانش و رهيابى . و نه چنان است كه يكى ( از تحليل گران ) در تحليل خود دربارهء تغيير تمدّن آفرينى كه در تاريخ شبه جزيره ( عربستان ) پنداشته آن را به حالتى از تكامل طبيعى كه براى ديگر امّتها روى مىدهد ارجاع داده و مشابه آنها دانسته ، هرگز . . . بلكه همان فضل الهى است و گفتهء خداوند : «
يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ
- آن را به هر كس بخواهد مىدهد ، » اين سخن را نفى مىكند كه تاريخ بضرورت در مسير سقوط دهنده قرار دارد و رو به نشيب است ، چنان كه بعضى پنداشته و ادّعا كرده‌اند و اعتقاد دارند نسل اوّل هميشه بهترين و برترين نسلهاست ، هرگز . . . براستى ، پروردگار ما صاحب فضلى بزرگ است ، پس هر نسل و در هر عصر و در هر جايى رو به سوى خدا آورد ، خداوند آن نسل را مشمول فضل بزرگ خود قرار مىدهد . اين آيه از سويى ديگر مدخلى است براى انعطاف سياق بيان به جانب سخن گفتن از يهوديان كه ادّعا مىكنند فضل خدا ( رسالت و پيامبران او ) مخصوص ايشان است ، ولى مسئوليّت رسالت را تحمّل نكردند ، بلكه به پوستها و ظواهر متشبّث شدند ، و صرف گزينش خود را از طرف خداوند براى نزول رسالت فضل و برترى ساختند ، / 383 و بدان افتخار مىكنند ، ولى به نام آن از التزام به مسئوليّتهاى خود مىگريزند . . . بلى ، بيگمان رسالت خدا فضلى است بزرگ ، ولى هيچ كس به فضيلت و كرامتى به وسيلهء آن نمىرسد مگر با عمل كردن و تحمّل مسئوليّت ، امّا اگر
هامش
( 25 ) - مأخوذ از تعبيرات قرآنى در بسيارى آيات از جمله سورهء انعام ، 100 ،سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ- م .