پروردگار ما ، از ميانشان پيامبرى براى آنها مبعوث گردان تا آيات تو را بر ايشان بخواند و به آنها كتاب و حكمت بياموزد و آنها را پاكيزه سازد و تو پيروزمند و حكيم هستى . » خداوند دعاى ابراهيم را اجابت كرد و پيامبر محمد ( صلّى اللَّه عليه و آله ) را به سوى آن بيسوادان مبعوث كرد و آنان را به وجود او در سطحى و الا قرار داد ، تا آنجا كه پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) دربارهء برخى از آنان گفت : « دانايان و حكيمانند و در فقه چنانند كه نزديك به پيامبرانند . » « 21 » «
وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
- اگر چه پيش از آن در گمراهى آشكار بودند . » / 380 در گمراهى به دورترين فاصله رسيده بودند تا آنجا كه در تمام امور و شؤون خود به عقب ماندگى معروف و موسوم گشتند ، از زنده به گور دختران تا كشتن فرزندان ، و سر شاخ شدن با هم و كشتن و نابود كردن يكديگر ، تا فقر و مسكنت ، و اين چنين است كه جنبش مكتبى كه آنان را از اين مغاك ژرف نجات داد جنبشى خارج از روند تاريخى جامعهء آنان بود . و اگر اين جنبش تنها يك تكامل طبيعى داخلى مىبود نمىتوانست آنان را بدان قلههاى سرافراز و با چنان سرعتى خيالى برانگيزد و بجهاند .
[ 3 ] از درون تيرگيهاى آن عقب ماندگى دور افتاده و آن گمراهى آشكار آن بانگ خجسته برآمد كه جهانيان را به تولّدى جديد و به انگيخته شدن از درون جاهليت و به زندگى با حضور پويا فراخواند ، و امواج فزايندهء پيوستگان بدان از اقطار زمين و در طول تاريخ پياپى در رسيد ، زيرا تنها دعوتى مكّى براى اعراب و دعوتى قريشى براى قبيلهء قريش و دعوتى سياسى براى همان عصر و روزگار نبود . بلكه دعوتى بود الهى كه از حدود جغرافيا و نژاد و زمان درگذشت و فراتر رفت . . . براستى دعوت پيامبر خداى پروردگار جهانيان از تمام مردم است . . .
هامش
( 21 ) - نور الثقلين ، ج 1 ، ص 288 .