تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
نمىكرد بيقين دچار مشكلاتى بىپايان مىشدند . پيداست كه حكمت الهى از آياتى محكم استنباط مىشود كه تمام آيات ديگر قرآن ( از قبيل آيات متشابه ) و تمام حوادثى كه در زندگى وقوع مىيابد بدانها ارجاع مىشود ، زيرا آيات محكم قرآن همان است كه انسان را يادآور ارزشهاى فطرى مركوز در ضمير و وجدانش مىشود ، و اندوخته‌ها و نهفته‌هاى خرد او را به وسيلهء بزرگترين حقايقى كه خود پس از انديشه و امعان نظر آنها را درمىيابد ، برمىانگيزد . . . و در يك كلمه ، محكمات قرآنى همان مركوزات و اندوخته‌هاى خرد انسانى است همچون توحيد و عدل و آزادى و مسئوليت و امثال آن ، و همان است كه منبع و مصدر قانونگذارى و تشريع الهى است و قانونگذاران قوانين وضعى بشرى مىپندارند كه در قانونگذاريهاى خود بدان اعتماد و تكيه مىكنند . هنگامى كه انسان به درجه‌اى پيش افتاده از آگاهى و هشيارى نسبت به اين مركوزات و اندوخته‌ها برسد و با عقل درايت و بينش خردمندانه در آنها بينديشد و در شناخت آنها ژرف انديشى كند ، فقيه و آگاهى مىشود كه به دو حكمت داده‌اند ، و آن گاه مىتواند ديگر احكام شريعت را از آنها استنباط كند ، هم چنان كه امكان مىيابد در موضعگيريهاى سياسى و اجتماعى متفاوت خود بدانها اعتماد و تكيه كند . آگاهترين مردم به حكمت ، و تواناترين فرد آنان بر استنباط احكام فرعى از آن مركوزات و هشيارترين آنان نسبت به بينشهاى آنها همان كسى است كه شايستهء حكمرانى بر امّت است ، زيرا او از ديگران به قرآن ( و فهم آن ) نزديكتر است ، و بدين سبب قرآن همان حاكم نخستين در ميان امّت اسلامى است ، و هشيارترين مردم نسبت به مفاهيم قرآن و نزديكترين فرد ايشان بدان نماينده و نمايانگر آن است . از اين رو حكمت در اينجا يعنى ولايت الهى و رهبرى شرعى ، زيرا ولايت ظرف حكمت و انبان معارف ربّانى و مخزن بينشهاى قرآنى است . از اينجاست كه نصوص منقول از امامان اهل بيت ( عليهم السّلام ) از