سويى حكمت را به ولايت تفسير مىكند و از سويى ديگر بيان مىكند كه حكمت تفقّه ( و آگاهى عالمانه و همراه با استنباط ) در دين است .
/ 378 امام صادق ( عليه السلام ) در تفسير گفتهء خداى سبحان كه گويد : «
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
« 15 » - و به هر كه حكمت عطا شده نيكى فراوان داده شده » گفت : « فرمانبردارى خدا ، و شناختن امام . » « 16 » امام صادق ( عليه السّلام ) در تفسير همان آيه گفت : « حكمت شناخت و تفقّه ( آگاهى عالمانه همراه با استنباط ) در دين است ، پس هر كس از شما كه فقيه شود حكيم است ، و مرگ هيچ يك از مؤمنان محبوب و خوشايند ابليس نيست چندان كه مرگ فقيهى . » « 17 » از پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) مروى است كه گفت : « همانا خداوند قرآن را به من داد ، و از حكمت نظر قرآن به من داد ، و خانهاى نيست كه از حكمت بىنصيب باشد و خراب نباشد . هان ، بفهميد و بياموزيد و نادان نميريد . » « 18 » در تفسيرى ديگر منقول از امام صادق ( عليه السلام ) آمده است : « حكمت همان نجات است ، و خصوصيّت حكمت استوارى در آغاز كارها و آگاهى و پايدارى در پايان آنهاست ، و آن راهنماى آفريدگان خدا به سوى خداست . » « 19 » سخنان مفسّران دربارهء حكمت چندان به هم نزديك است كه تقريبا يكى است . مالك بن انس آن را به فقه در دين تفسير كرده ، و ديگرى گفته : « و حكمت به آنان مىآموزد . » يعنى حقايق امور را درمىيابند و نيك مىسنجند و روحهاى آنان حكم درست و كار درست را الهام مىگيرد ، و ديگرى گفته است : الكتاب وحى ( قرآن ) است و الحكمة عقل است ، و ديگرى گفته : حكمت همان علمى است كه
هامش
( 15 ) - البقرة / 269 .
( 16 ) - نور الثقلين ، ج 1 ، ص 287 .
( 17 ) - همان مأخذ .
( 18 ) - همان مأخذ .
( 19 ) - همان مأخذ ، ص 288 .