قانع شوند و ضرورت آن را حسّ كنند . و شايد اين آيهء كريم به خصوصيت و تفاوت رسالتهاى الهى با دعوتهاى بشرى نيز اشاره مىكند كه آن رسالتها از خدا آغاز مىشود و به دو مىانجامد ( و دعوتهاى بشرى چنين نيست ) .
«
يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ
- تا آياتش را بر آنها بخواند . » 2 - پاكسازى مردم از گرههاى نفس و گشودن بند و زنجيرهاى آن كه مانع رها شدن آنان به سوى هدايت است ، چنان كه خداى تعالى گويد : «
وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ
« 14 » - و بار گرانشان را از دوششان برمىدارد و بندها و زنجيرهايى را كه بر ( دست و پاى ) آنان است مىگشايد . » ممكن نيست امّتى كه پايش به وزنههاى سنگين گرههاى كينهها و دشمنيها و حسد و تكروى بسته و به زنجيرهاى بيم و ترس از شكوه و گرد خود پيچيدن گرفتار است ، بتواند در اجراى مسئوليت اصلاح و پيشرفت خود جنبشى كند يا شايستهء وحى و هدايت الهى باشد . از اين رو پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) آهنگ اين كار كرد در حالى كه دعوت به جنبشى مىكرد كه آن اجتماع را از پليدى شرك و عقب ماندگى و جاهليّت پاك سازد .
«
وَ يُزَكِّيهِمْ
- و آنها را پاكيزه سازد . » ابن عباس گفت : ايشان را داراى دلهاى پاكيزه به ايمان كند ، و يكى از مفسّران گفته است : يعنى زكات اموالشان را از آنها بگيرد ، و اين تفسير بعيد است .
3 - وقتى اجتماع با آيات در عمل هماهنگى كند و از آنها تا سرانجامشان هدايت يابد و به وسيلهء آنها / 376 و جهت نماييهاى اصلاح كنندهء آنها خود را پاكيزه سازد ، آن گاه قابليّت عقلى و روانى براى دريافت آموزشهاى رسالت و همگامى عملى با آن مىيابد ، و شايد به همين سبب اين آيه تلاوت آيات و پاكسازى را بر آموزش و تعليم مقدّم آورده است .
«
وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ
- و كتاب و حكمتشان بياموزد . »
هامش
( 14 ) - الاعراف / 157 .