شرط صلح كرد كه هر كس از اهل مكّه نزد او آيد او را به نزد ايشان بازگرداند و از اصحاب پيامبر خدا ( ص ) هر كس به نزد اهل مكّه رود ، از آن ايشان باشد و او را به وى رد نكنند ، و اين مطلب را در نامهاى نوشتند و مهر كردند ، آن گاه سبيعه دختر حارث اسلميّه كه مسلمان شده بود پس از فراغت از نگارش اين پيماننامه بيامد ، و پيامبر ( ص ) هنوز در حديبيه بود ، پس شوهر وى مسافر از قبيلهء بنى مخزوم بود بيامد ، و مقاتل گفته است : وى صيفى بن واهب بود كه كافر بود و به دنبال زنش آمد و او را خواست ، و گفت : اى محمد زنم را به من بازگردان ، زيرا تو با ما شرط كردهاى كه هر كس از ما نزدت آمد او را به ما بازگردانى ، و اين گل مهر پيماننامه است كه هنوز خشك نشده ، پس اين آيه نازل شد : «
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ
( من دار الكفر الى دار الاسلام ) « 15 »
فَامْتَحِنُوهُنَّ
- اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، چون زنان مؤمنى كه مهاجرت كردهاند ( از سراى كفر به سراى اسلام ) به نزدتان آيند ، بيازماييدشان » ، ابن عباس گفت : امتحان آن زنان اين است كه سوگند مىخورند به سبب دوست نداشتن شوهر خود يا انتقال از زمينى به زمين ديگر ( و تنوّع طلبى ) و يا به سبب دنيا دوستى بيرون نيامدهاند بلكه به خاطر دوستى خدا و پيامبر او مهاجرت كردهاند . پس پيامبر خدا ( ص ) وى را سوگند داد كه به سبب بغض نسبت به شوهر خود يا عشق به مردى ديگر بيرون نيامده و جز به علّت علاقه و ميل به اسلام مهاجرت نكرده است . پس سبيعه به خدايى كه خدايى جز او نيست به همين ترتيب و بر اين اساس سوگند خورد ، / 321 آن گاه پيامبر خدا ( ص ) مهر او و هر چه را شوهر خرج آن زن كرده بود به شوهرش داد ، امّا وى را به او برنگرداند ، سپس عمر بن خطّاب آن زن را به همسرى خود درآورد . پيامبر خدا ( ص ) هر يك از مردان را ( كه از مكّه ) مىآمدند بازمىگرداند و هر زنى را كه مىآمد ، پس از آن كه وى را امتحان مىكرد ، نگاه مىداشت و مهرهاى ايشان را به شوهرانشان مىپرداخت . جبائى گفت : در پيمان حديبيه در شرط صلح جز بازگرداندن مردان
هامش
( 15 ) - ظاهرا اين افزودگى به عبارت آيه از ابن عباس و براى تفسير آن است - م .