اسلام را اختيار كرد ، هم چنان در گرو ارادهء شوهر كافر خود باقى بماند ، و بر مؤمنان جايز نيست كه چنين زنى را نپذيرند يا به شوهرش بازگردانند ، زيرا وى بر او حرام است ، چه كافر را بر مرد و زن مؤمن هيچ ولايتى نيست .
«
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ
- اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! چون زنان مؤمنى كه مهاجرت كردهاند نزدتان آيند ، بيازماييدشان . » براى اين كه صدق نيّت و خلوص ايشان از هر هدف مادّى معلوم شود ، چه ممكن است زنى به سبب گريختن از قيد همسرى يا دلبستگى بر مردى مؤمن مهاجرت كرده باشد . اهميّت اين امتحان از آنجا ناشى مىشود كه اجتماع مؤمن بايد افراد خود را به درستى و دقّت به گزين و پاكيزه سازد ، بويژه هنگامى كه اجتماع ايمانى با خطر نفوذ و ورود غير مجاز از طرف دشمنان دين روبرو است . امّا قرآن چگونگى اين امتحان را معيّن و مشخص نكرده ، بلكه آن را به مؤمنان وا گذاشته تا خود ، بر / 320 اساس دادههاى مقتضيات و شرايط ، آن را به اجتهاد تعيين كنند ، ولى واجب است كه اين امور آنان را به گمان بد نيفكند يا مانع پذيرفتن پيوستگى ديگران به صف اجتماع مؤمن به دليل ترس از نفوذ بيگانه و از هم گسلاندن جامعهء بهم پيوسته و در بستهء آنان نشود ، زيرا شخصيت واقعى مردم را جز خدا كسى نمىداند .
«
اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِهِنَّ
- خدا به ايمانشان داناتر است . » پس اگر آن زنان بتوانند مؤمنان را بفريبند ، بيقين هرگز نمىتوانند خدا را بفريبند ، و همچنين واجب است كه به امتحان الهى به ديدهء اعتبار بنگرند ، و چه بسا يكى از آن زنان بپندارد كه مىتواند مؤمنان را بازى دهد ، آيا از عدالت خدا هم مىگريزد ؟ هرگز . . . و همانا بر مؤمنان واجب است كه اجتهاد ورزند و بر اساس دادههاى علمى ممكن حكم كنند .
اما دربارهء چگونگى امتحانى كه پيامبر از آن زنان مىكرد ، در مجمع البيان آمده است : ابن عباس گفت : پيامبر خدا ( ص ) در حديبيه با مشركان مكّه بدين