تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
با مقايسهء ميان دو آيهء ( هشت و نه ) به اين نتيجه مىرسيم : 1 - آزاد گذاشتن نيكى كردن و عدالت ورزيدن ( برّ و قسط ) نسبت به كافران غير محارب و نپرداختن آيه به ذكر تولّى ( : دوستى ورزيدن با آنان ) بدين معنى نيست كه دوستدارى آنان رواست ، هرگز . . . بلكه بدين معنى است كه حدّ اين آزاد گذاشتن همان نيكى كردن و عدالت ورزيدن ( برّ و قسط ) است بدون دوستى ورزيدن . 2 - همين نيكى كردن و عدالت ورزيدن ( برّ و قسط ) نسبت به كافران محارب بر مؤمنان حرام است ، ولى براى چه ؟ / 319 يكم : براى آن كه عدالت ورزيدن با كافران محارب ضرورت ندارد ، زيرا خون و مال آنها حلال است آيا مگر نه آن كه آنها خون و مال ما را بر خود حلال مىشمارند ؟ دوم : قسط در اينجا به معنى عدالت نيست ، بلكه بالاتر از آن است ، و قسط در حقوق چيزى شبيه به ايثار ( - ترجيح ديگرى بر خود ) در اخلاق است ، و از اين رو حكم آزاد گذاشتن آن به لفظ « لا ينهى - نهى نمىكند ، بازنمىدارد » ، حتى با كافران اهل مسالمت ، آمده است ، در حالى كه عدالت نسبت به آنها ( يعنى غير محاربان ) واجب است ، و مراعات عين اين رفتار با كافران محارب گر چه عدالت نسبت به آنان نيز در بعضى جوانب واجب است ، غير مناسب مىباشد . [ 10 ] سياق آيات ما را به گفتگو دربارهء ضرورت اين نكته مىكشاند كه روابط ايمانى بايد محض و فقط منجر به همان امور ايمانى و اعتقادى باشد ( و ديگر روابط در آن تأثيرى نگذارد ) و آيات بيان مىكنند كه روابط زناشويى نبايد مانع دوستدارى ايمانى شود زيرا اين رابطهء از هر رابطهء ديگرى والاتر است و ميان زن مؤمن و شوهر كافر او جدايى مىافكند همان گونه كه مرد مؤمن را از زن كافر خود جدا مىكند ، با وجود آن كه پاره‌اى مىپندارند كه زن در همه چيز ، حتى در دين و دوستدارى تابع شوهر خويش است ، در حالى كه قرآن استقلال زن را در مسائل مربوط به سرنوشت او بيان مىكند ، پس سزاوار او نيست كه اگر با آگاهى و اقناع