رو مستثنى كرده است كه انظار را متوجه اين بخش از زندگى ابراهيم و چارهء آن سازد ، / 308 و فهم نادرست آن مؤمنان را به رفتارهايى نادرست در رابطهء خود با دشمنان خدا مىكشاند ، كه آن را موجبى براى توجيه دوستى با خويشاوندانى كه از آن شمارند و دوستدارى آنان پندارند . هنگامى كه ابراهيم ( عليه السّلام ) به عموى خود آزر وعدهء طلب آمرزش داد و براى او آمرزش خواست ، وى هنوز دشمنى خود را آشكار نكرده بود ، وى به ظاهر در حال شركى موروثى يا دشمنى شخصى تنها بر ضد خود ابراهيم ( عليه السّلام ) بسر مىبرد ، يا شايد آزر مانند ديگر افراد خاندان ابراهيم زير چتر دين حنيف بود ، ولى در برابر فشار اجتماع از پا درآمد و اندك اندك به شرك گراييد تا آنكه كاملا به انحراف از حق و دشمنى با خدا و ابراهيم ( عليه السّلام ) كشانده شد ، و گر نه طلب آمرزش براى مشركان بر پيامبران ممنوع است ، خداى تعالى گفت : «
ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ . وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ
« 11 » - نبايد پيامبر و كسانى كه ايمان آوردهاند براى مشركان هر چند از خويشاوندان باشند - پس از آن كه دانستند كه آنان به جهنم مىروند - طلب آمرزش كنند . آمرزش خواستن ابراهيم براى پدرش ، نبود مگر به خاطر وعدهاى كه به او داده بود . و چون براى او آشكار شد كه پدرش دشمن خداست ، از او بيزارى جست . زيرا ابراهيم بسيار خدا ترس و بردبار بود . » از اين آيه معلوم مىشود كه طلب آمرزش براى او پيش از آن كه موضعگيرى نهائيش آشكار شود روا بوده است و به طلب هدايت او تأويل مىشود ، چنان كه پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله ) براى قوم خود درخواست هدايت مىكند و گويد :
« اللّهم اهد قومى فانّهم لا يعلمون - خداوندا قوم مرا هدايت كن كه براستى نمىدانند » ، امّا وقتى موضعگيرى مشرك معلوم شد و به سبب عناد و انكار خود از
هامش
( 11 ) - التوبة / 113 و 114 .