اصحاب آتش گرديد ، در آن صورت بيزارى جستن از او به صراحت واجب است .
هم چنان كه طلب آمرزش بدان معنى نيست كه امرى را بر خداوند سبحان حتمى كنند ، چنان كه ابراهيم ( عليه السّلام ) گفت :
«
وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ
- زيرا به سود تو از جانب خدا چيزى ندارم ( و نمىتوانم عذاب خدا را از تو بگردانم ) » ابراهيم ( عليه السّلام ) و همراهانش مردمى توانمند و توانگر نبودند كه بيزارى جستن از قومشان براى ايشان مبارزهاى سخت و دشوار محسوب نشود ، بلكه در نهايت ضعف مادّى بودند ، و از اين رو / 309 در لحظه بيزارى جستن به خدا متوسّل و متوكّل شدند ، و اساساً دعاى حقيقى همان است كه هنگام احساس نياز شديد به كمك ، از انسان برآيد .
«
رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا
- اى پروردگار ما ، ما بر تو توكّل كرديم و به تو روى آورديم » و انابه ، همان رجوع و طلب آمرزش است ، و در اين كلمه اشاره است بدانكه مؤمنان گمراهى و اجتماع فاسد را بدون على البدلى رها نمىكنند بلكه بجاى آن بديل و عوضى مىگزينند كه همان هدايت و گردهمايى مؤمنان است ، پس ابراهيم و همراهانش از قوم مشرك خود بيزارى جستند و كناره گرفتند تا به سمت پروردگار خود بازگردند ، و از اينجا برمىآيد كه كسى كه از اجتماعى منحرف كناره مىگيرد و مهاجرت مىكند نياز دارد كه با توبه به درگاه پروردگار خود پاك و مطهّر شود و به راه درست و روش استوار او در زندگى رجوع كند .
و پس از توكّل به خدا و بازگشت به سوى او بر مؤمن واجب است كه اين امر را با تسليم مطلق به ارادهء الهى و روى آوردن بدانچه موجب خشنودى خداست ، تكميل كند .
«
وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ
- و سرانجام تو هستى ( و سرنوشت بسته به ارادهء توست ) » [ 5 ] ولى اين حقيقت بدان معنى نيست كه مؤمنان از پروردگار خود سلامت