بيزارى اقليّتى اندك باشند ! از آن رو كه اصولا كناره گرفتن از ديگران دشوار است ، هر چند كنارهگيرى اكثريّت از اقليّت باشد ، پس بنگريد كه وضع معكوس آن چه قدر دشوارتر است ؟ آرى ، آنان نسبت به قوم خود اعلان بيزارى كردند ، و از آنها دور شدند و مهاجرت كردند ، و انواع رنجها و محنتها را به قيمت ستيزه و مبارزه خود خريدند و بر حق شكيبا ماندند و صبر كردند ، و از انسان آزاده همين مىسزد كه راه حق را بدين گونه و به دور از شرايط و اوضاع و احوالى كه قوم و اجتماع خود را پايبند آن مىيابد ، اختيار كند و برگزيند ، و طبيعة مؤمن كه حق را مقياس اوّل و آخر مىداند بايد چنين كند . و شايد گفتهء اين آيه «
إِذْ قالُوا
- آن گاه كه گفتند » تنها به معنى كلام و اعلان لفظى برائت نيست ، بلكه شامل هر چيزى مىشود كه مبيّن و نمودار موضعگيرى و بيزارى جستن مادّى و معنوى آنان است ، پس با تمام وسايل بيزارى خود را نسبت به آنها اعلان كردهاند .
«
كَفَرْنا بِكُمْ
- ما نسبت به شما كفر مىورزيم ( و منكر شماييم ) . » پس به راه شما در زندگى ايمان نمىآوريم و شما را به عنوان مقياس شناخت حق و باطل قبول نداريم و كفر ورزيدن / 306 نسبت به باطل همان صورتى ديگر از طرفدارى و دوستدارى حق است . و خداوند اين مطلب را در گفتهء خود تأكيد كرده است كه : «
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها
« 8 » - پس هر كس كه به طاغوت كفر ورزد و به خداى ايمان آورد و به چنان رشتهء استوارى چنگ زده كه گسستنش نباشد » ، و واجب است كه مؤمن تنها به كفر ورزيدن باطنى ( نسبت به طاغوت ) اكتفاء نكند بلكه بايد آن را در عمل و در واقعيّت زندگى نشان دهد ، هم چنان كه ابراهيم ( عليه السّلام ) و مؤمنان همراه او كردند .
«
وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ
- و ميان ما و شما هميشه دشمنى و كينهتوزى خواهد بود . »
هامش
( 8 ) - البقرة / 256 .