تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
چنين است شكل حقيقى و درستى كه بايد رابطهء جامعهء مؤمن با دشمنان خداى عزّ و جلّ بدين گونه باشد كه در اعلان دشمنى پيگير و مداوم مجسّم شده است و هيچ عاطفه و خواست و مصلحتى آن را نمىگسلد و دگرگون نمىكند . «
أَبَداً
- هميشه . » بلى ، اگر مشركان و گمراهان به ايمان به حق هدايت يافتند ، پس از آن موجبى براى موضعگيرى بيزارى نمايى ( كفر نسبت به دشمنان ، و اظهار دشمنى و كينه‌توزى ) باقى نمىماند ، از آن رو كه مؤمن با كسى به سبب نژادپرستى يا قوميّت يا به سبب كينه‌هاى موروثى يا مصلحتهاى گوناگون ديگر دشمنى نمىورزد ، بلكه براستى در تمام موضعگيريها ، مبادى او را وادار به اتّخاذ چنان مواضعى مىكند ، و چنان است كه امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) در توصيف مؤمن گويد : « كتاب خدا زمام او را به دست گرفته ، پس ( قرآن ) رهبر و امام اوست ، به هر جا او را ببرد مىرود و هر جا او را فرود آورد فرود مىآيد . » «
حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ
- تا وقتى كه به خداى يكتا ايمان بياوريد . » اين مقطع را گفتهء خداوند در آيهء ( 7 ) تفسير مىكند «
عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذِينَ عادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً
- شايد خداى ميان شما و كسانى كه با آنها دشمنى مىورزيد دوستى پديد آورد » ، و دوستى ميان مؤمنان و دشمنان وقتى ممكن مىشود كه آنها ايمان بياورند و از امثال خود و گمراهى كناره گيرند يا به رهبرى مؤمنان تسليم شوند . / 307 قرآن سپس يك نكته از زندگى ابراهيم ( عليه السّلام ) را مستثنى مىدارد و آن را بررسى مىكند و پيچيدگى و غموض را كه پيرامون آن وجود دارد بر طرف مىسازد و مىگويد : «
إِلَّا قَوْلَ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ
- مگر آن گاه كه ابراهيم پدرش را گفت كه براى تو آمرزش مىطلبم ، زيرا نمىتوانم عذاب خدا را از تو بگردانم . » اين آيه دو تفسير دارد :