به عنوان نمونهاى براى مخاطبان هنگامى به تأكيد براى ما روشن مىشود كه شرايط نزول اين سوره را در مدينه دريابيم كه در آنجا اين امّت نوپا به اجتماعى تحول يافت ، و نيرويى يافت كه سست و ضعيف نمىشد ، پس چون آن وضع را با وضعى كه مؤمنان در عهد ابراهيم داشتند مقايسه كنيم فاصلهاى پهناور در ميانه مىبينيم ، چه ابراهيم و مؤمنان همراه او كه گروهى اندك و مستضعف بودند با جامعهء شرك به طور اصولى و بنيادى و شامل قطع رابطه كردند ، پس چگونه برخى از مؤمنان مدينه و نظاير آنان مىپندارند كه قطع رابطه با كفر غير ممكن است ؟ ! اين پندار هرگز درست نيست و آن پيشينيان مقتدايى هستند براى ما و حجّت ما هستند در برابر كسانى كه چنين مىپندارند .
«
قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ
- ابراهيم و كسانى كه با وى بودند براى شما نيكو مقتدايى بودند . » / 305 چرا قرآن حكيم با چنين تعبير و تكيه بر شخص ابراهيم سخن گفت ؟ در حالى كه ممكن بود خداى تعالى بگويد : ( در وجود مؤمنان عهد ابراهيم نيكو نمونه و مقتدايى براى شما بود ) ؟ شايد براى اين كه بر نقش رهبر يعنى ابراهيم ( عليه السّلام ) تأكيد كند ، زيرا در درجهء اوّل او نمونه و مقتدا بود و مؤمنان پيروان او بودند ، و اين تأكيدى است از جانب خداوند بر نقش پيشگامى و پيش آهنگى يك فرد انسان در تاريخ .
اين همان پدر پيامبران و مؤمنان همراه اويند كه موضعگيرى قاطع و استوار خود را در برابر قوم مشرك خود و بر ضد ارزشهاى گمراه كنندهء آنها اعلان مىكنند ، و كم بودن تعداد آنان را منصرف نمىكند و فشارهايى كه وارد مىشود ايشان را وادار به تسليم و سر فرود آوردن نمىسازد .
«
إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
- آن گاه كه به قوم خود گفتند كه ما از شما و از آنچه جز خداى يكتا مىپرستيد بيزاريم . » بدين گونه با اشخاص و مبادى متّكى بر گمراهى به مبارزه و ستيزه پرداختند ، و چه قدر كار دشوار و مبارزه سخت است ، وقتى كه اعلام كنندگان