تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
مردم باقى نمىماند ، و قيامت بر پايهء ايمان به خدا و روز رستاخيز نهاده شده است و هر گونه رابطهء ديگر كه مصلحتى و عاطفى است ، محدود به دنياست و به همان حدّ دنيا پايان مىيابد . «
يَوْمَ الْقِيامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ
- خدا روز قيامت ميانتان جدايى مىافكند . » در آنجا جدايى حقيقى ميان مؤمنان و كافران ، و ميان خويشاوندان / 304 با يكديگر ، و ميان پدران و فرزندان آشكار مىشود . و خداوند به اشاره‌اى ما را بر حذر مىدارد و مىفهماند كه مانور و به پيچ و خم رفتن در برابر احكام و حكمروايى او سودى ندارد ، چنان كه مؤمن يكى از كافران را دوست مىدارد و با او دوستى مىورزد آن گاه عذر مىتراشد و اين انحراف را به عنوان خويشاوندى يا امثال آن موجّه قلمداد مىكند . «
وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
- و خداوند بدانچه مىكنيد بيناست . » سوم : بيگمان راه درست ، همان راه پيامبران و كسانى است كه ايمان آورده‌اند ، آنان از دشمنانشان بيزارى جستند و براى خدا با آنان دشمنى و كينه ورزيدند . و پدر پيامبران ، ابراهيم ( عليه السّلام ) و مؤمنانى كه همراه او بودند از اين ديدگاه ضرب المثل شدند و در طول تاريخ به صورت نمونه و الگو درآمدند ، اينان نه تنها رشتهء دوستى و دوستدارى را از دوران بريدند ، بلكه از نزديكترين كسان به خود كه همان خويشان و خويشاوندان و پدرانشان بودند نيز گسيختند . ابراهيم يتيم بود و به حمايت اجتماعى و اقتصادى نياز داشت ، امّا به طمع هيچ يك از اين حمايتها به عمويش آزر تسليم نشد و به دو سر فرود نياورد ، بلكه به استوار در راه دين حنيف خود گام نهاد و در ستيزهء با كافران به او و به قوم خود پشتگرم نشد بلكه با قوم خود به ستيزه برخاست و از همان عموى خود آغاز كرد ، و چون به كفر ستيزى برخاست از همان قوم خود آغازيد ، از اين رو براى مؤمنان نمونه شد ، و اين چنين زندگى پيامبران به صورت نمونه‌اى زيبا براى نسلهاى بعد از ايشان به صورت نمونه درآمده است . در اين سوره نقش ابراهيم ( عليه السّلام ) و همراهان او