/ 282 ستودهء او را ياد مىكند كه آن نامها برگرفته از اين افعال است .
يكم : خلق ( آفرينش ) و به نظر مىرسد كه معناى آن ساختن چيزهاست پس از نو آفرينى آنها ، و از اين رو ممكن است كه غير از خدا را نيز « خالق :
آفريننده » ناميد ، پروردگار ما گفته است : «
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« 84 » - در خور تعظيم است خداوند ، آن بهترين آفرينندگان » و خداى سبحان گفت :
«
وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ
« 85 » - و آن گاه كه ( به امر من ) از گل چيزى چون پرنده آفريدى . » دوم : وقتى ما چيزى مىسازيم ، چيزى موجود را از صورتى به صورت ديگر درمىآوريم ، در حالى كه پروردگار ما آفريدگان را انشاء كرد يعنى بدون آن كه پيشتر وجود داشته باشد از نيستى به هستى آورد و پديدهاى به كلى بىسابقه پديدار كرد و آن را چيزى نمونه و الگو برنگرفت ، و به نظر مىرسد كه اين همان معنى « بارئ » باشد كه مفسّران گويند : معناى آن انشاء كننده نوپديد آورنده است و گروهى از واژهشناسان نيز همين مطلب را تصريح كردهاند .
يكى از مفسران گويد : « براء » در اصل بدين معنى است كه « از بيمارى شفا يافت » سپس اين معنى توسعه يافته و شامل كسى شده كه چيزى را درست و بىنقص يا عيبى بسازد ، و بنا بر اين « البارئ » در اينجا كسى است كه آفرينش خود را به درستى انجام داده و رخنه يا فاصلهاى در آن نگذاشته است .
سوم : خداوند چيزها را پس از آن كه خود آنها را ابداع كرد و بىسابقه پديد آورد ، و پس از آن كه نيك اندازه گرفت و سنجيد ، بيافريد و خلق كرد ، و شايد معنى « المصوّر : نقشبند » همين باشد ، پس خدا در عالم غيب عالم را چنان كه خواست برسنجيد ، آن گاه مادهء عالم را ، از هيچ ، نه از چيزى ، ابداع و نو پديد كرد ، سپس آن را آفريد و او كه منزّه است آن را به بهترين آفرينشى بساخت ، و گفتهاند :
هامش
( 84 ) - المؤمنون / 14 .
( 85 ) - المائدة / 110 .