دگرگونيهاى بعدى رشد و نموّ مىكرد ؟ از آن هنگام كه نطفهاى بود در منى ، تا آن كه او را در زهدان مادرش به صورت لخته خونى پيوسته و سپس لختى گوشت و آن گاه استخوان آفريد ، تا او را آفريدهاى كامل ساخت ، و به زير نگهدارى مادر و توجّه پدرش قرار داد و نگهبانى او را به نگهبانانى سپرد كه از پيش و به دنبال او همراهيش كردند ، تا آنجا كه پروردگار سبحان ما گويد : «
إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ
« 76 » - هيچ كس نيست مگر آن كه بر او نگهدارى گماشته شده است . » و اين نزديكترين معنى براى كلمهء « المؤمن » است و گفتهء نابغه « 77 » را بر اين معنى شاهد آوردهاند كه گويد :
/ 279
و المؤمن العائذات الطّير يمسحها * ركبان مكّة بين الغيل و السّلم
يعنى سوگند به آن كه به پرندگانى كه آهنگ بيت الحرام داشتند امان داد در حالى كه حاجيان در ميان جنگهاى خار مغيلان و تپّههاى شن راه مىسپردند .
يكى از مفسّران گفته است : معنى « المؤمن » آن است كه خداى سبحان خود گواهى داده كه خدايى جز او نيست . « 78 » و از ابن عباس مروى است كه گفت :
« در روز قيامت ( خداوند ) اهل توحيد را از آتش بيرون آرد ، و نخستين كسانى را كه بيرون آورد كسانى هستند كه نامشان مطابق نام پيامبر است تا ديگر كسى كه همنام پيامبر باشد در آتش نماند ، و خداى تعالى به بقيهء آنان گويد : « شما مسلمانانيد و من سلام ، و شما مؤمنانيد و من مؤمن » پس آنان را به بركت اين دو نام از آتش بيرون آورد » . « 79 » پنجم : ولى آيا مردم بدون شهريارى مقتدر كه با تمام نيرو بر عرش قرار
هامش
( 76 ) - الطّارق / 4 .
( 77 ) - نابغهء ذبيانى ، از بزرگترين سخنوران عرب جاهلى كه در سال 604 ميلادى درگذشته است - م .
( 78 ) - يعنى چون كلمهء شهادت : لا إله إلّا اللَّه گوينده را مؤمن مىسازد و خداوند نيز بر اين كلمه شهادت داده پس صفت و نام « مؤمن » را بر ذات خود اطلاق كرده و آن را از نامهاى نيك خود شمرده است - م .
( 79 ) - مجمع البيان ، ج 9 ، ص 267 .