«
فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ
« 75 » - اگر به حكومت رسيديد مىخواهيد در زمين فساد كنيد و پيوند خويشاوندانتان را ببريد ؟ » .
امّا پروردگار سبحان ما قدّوس است ، منزه و پاك / 278 از هر ظلم و جورى . قدّوس به معنى پاك است ، و مردم حجاز به دلو « القدس » گويند ، زيرا به وسيلهء آن چيزها را پاك كنند . و شايد معنى قدّوس اين باشد كه خداى سبحان خود پاك ( و طاهر ) و پاك كننده ( و مطهّر ) غير از خود است ، چنان كه در مورد كلمه قيّوم گوييم :
معناى آن اين است كه قائم به ذات خود است كه ديگر چيزها به دو قايمند .
سوم : و از تجلّيات نام قدّوس ( - پاك و پاك كننده ) ، همانا سلام ( - امن و آرامش و بى گزندى ) است ، پس او به اهل مملكت خود تجاوز نمىكند و مردم زمين را به انواع عذاب و شكنجه دچار نمىسازد ، و اگر بندهاى به او پناه برد ، درگاه او را دار السّلام ( - سراى ايمنى و صلح و آرامش ) مىيابد كه در آنجا از فضل خدا آرامشى دل او را فرا مىگيرد ، و خداوند به وسيلهء اين آرامش او را از وسوسههاى شيطان سلامت مىبخشد ، سلامت از تاخت و تازههاى او ، و سلامت از بيم و نگرانى و دودلى ، و سلامت از كينه و حسد و بدگمانى ، و خدا از فضل خود عافيت در زندگى و ايمنى از خطرها را بر او محيط مىكند ، مگر آنجا كه حكمت او اقتضا كند كه وى را بيازمايد و گرفتار فتنه سازد ، و او را به فضل خود به سرانجام نيكو اميدوار مىكند كه در آن همه ايمنى و سلام است .
در دعا چنين آمده است : « بارالها ، تويى سلام ، و از توست سلام و به تو بازگردد سلام » .
چهارم : از سلام ، نام « مؤمن » سرچشمه مىگيرد ، چه خداوند به هر كس كه از شرّ نفس خود و شرّ شيطان و هر صاحب شرّى كه زمامش به دست اوست به دو پناه مىبرد ، ايمنى مىبخشد ، و اگر اين ايمنى و امانى كه پروردگار رحمت و قدرت به انسان - و به هر آفريدهاى - داده است نمىبود ، چگونه اين آفريدهء ناتوان در طول
هامش
( 75 ) - محمّد / 22 .