نيز از آنان نخواهند كه عاملان ايشان باشند ، و وجود رقابت و حتى انتقاد آنان هيچ گونه كينه و حسد و هيچ نوع از حساسيتهاى منفى را در آنان برنيانگيزد ، زيرا رابطهء ايشان با يكديگر از همهء اينها بزرگتر است ، چه رابطهء ايمان و جهاد است .
بدين گونه قرآن محور پيوستگى ميان گروههاى مؤمنان را معيّن و تعريف مىكند : انصارى كه در ساختن جامعهء ايمانى بر ديگران پيشى گرفتهاند و مهاجرانى كه در راه خود از منافع و مصالح شخصى خود دست شستهاند و نشان مىدهد كه اين محور همان عشق و دوستى است .
و انسان بدين درجهء والاى اخلاقى نمىرسد مگر آن كه ايمان بر وجود او چيره شده باشد و او نفس خود را ( اعم از اميال و شهوتها و مصالح شخصى ) مهار كرده و از زنجيرهاى زادگاه پرستى و قوميّت و نژادپرستى و طبقهگرايى و حزبى بودن رها شده باشد ، و چنان شود كه امام صادق ( عليه السلام ) گويد : « كسى كه براى خدا دوست بدارد و براى خدا دشمن بدارد ، و براى خدا بدهد ، و براى خدا خوددارى كند ، چنين كسى است كه ايمانش كامل شده است » . « 35 » بارى . عشق به خاطر خدا از محكمترين دستاويزها و ريسمانهاى ايمان است ، پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله ) گفت : « دوستى مؤمن نسبت به مؤمن به خاطر خدا از بزرگترين شاخههاى ايمان است » . « 36 » / 244 ائمهء هدى عشق را همان دين به شمار آوردهاند ، و امام صادق ( عليه السلام ) در پاسخ پرسندهاى كه از او درباره عشق پرسيد كه آيا همان ايمان است ؟ مىگويد : « واى بر تو ، آيا دين چيزى جز عشق است ؟ آيا به گفتهء خدا توجّه نكردهاى كه :
إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ
« 37 » اگر خدا را دوست مىداريد از من پيروى كنيد تا او نيز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بيامرزد » ، و آيا گفتهء خداوند را به محمد ( صلّى اللَّه عليه و آله )
هامش
( 35 ) - المحاسن ، برقى ، ج 1 ، ص 263 .
( 36 ) - همان مأخذ .
( 37 ) - آل عمران ، 31 .